آيا نمی دونست يا شک داشت يا با بقيه فرق داشت!

3-خواب های من نه تنها بعضی ها رو کشته! ديگه خودم رو هم داره می کشه!
تو جديدترين خوابم! اين دفعه خواب ديدم که با خواهرش ازدواج کردم! حالا چطور
اون راضی شده بود نمی دونم! ولی اين تنها راه بود برای دوست داشتن مدل
خواهر برادری! البته خواهرزنی...حتماً خودش ازدواج کرده حالا به فکر ازدواج منه!
هی اينو اون رو می فرسته به خواب من! ولی بايد بهش بگم که
فايده نداره بايد خودت بيای! الکی نيست که ميگن بنی آدم اعزا
يکديگرند...مثلاً تو قلب منی ديگه..
4- نمی دونم که اين اثر دانشگاه بود يا چيز ديگه ولی بعضی ها دو تا اسم داشتن!
يکی اسم شناسنامه اي يکی هم اونی که خودشون دوست داشتن..
اما قضيه جايی جالب شده بود که يه بار استاد گفت يکی از بچه ها ليست کلاس
رو بنويسه بده بهش..اونوقت يکی از پسرا ليست رو نوشت نميدونم از رو خود
شيرينی بود يا حواس پرتی! ولی اسم اون دخترا رو اسم دومشون رو نوشته بود!
قيافه بعضی ها موقع خوندن اسمشون جالب شده بود!
5- طعم بارون...توی دريا؟
6-يه مطلب جالب در مورد انيشتين و راننده ش! اينجا بخونيد
7-داشتم اين گزارش رو می خوندم که آخرش نوشته بود:
موهايش را "مش" کرده بود...يهو ياد sh افتادم که يه بار موهاشو
مش کرده بود چقدر قشنگتر شده بود..يه تصوير قشنگ تو ذهنم
زنده شد..راستی مش همونه که چند تا شاخه مو رو رنگ می کنن؟
ببين چی منو ياد چی می ندازه...گزارش مترو کجا sh کجا..
واسه همينه که هيچ وقت نمی تونم فراموشش کنم
معرفی: يادداشت های دختر دست فروش مترو مدتيه که راه افتاده!
"وبلاگ هايی از جنس زندگی" هميشه می تونن جالب باشن مثل مال من!
فال روز!احساس
ميكني كه دل ديگر مرده است! اما چنين نيست بايد اين پرنده زنداني را به
باغي برده تا شاد شود. آن وقت خواهي ديد كه چطور نغمهسرايي ميكند!
عکس روز! نکن شيطون!
عاشقانه های کورش برای SH
ميخوام که تاج مرواريد روی موهات بذرام..
سخن روز! ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست
اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟



3-اين ناخوداگاه آدم هم واقعاً ناخوداگاهه! يعنی آدم روش کنترلی نداره!
هر چی من از عشق فرار ميکنم اين ناخوداگاهه واسه خودش عاشق ميشه!
البته تو خواب! خواب ديدم عاشق يکی از فاميلای اندی شدم!! و باش ازدواج کردم
اندی هم تو جشن عروسی ميخوند و يکی از آهنگ های آلبوم جديد که هيچ جا
نخونده رو خوند! البته اهنگش غمگين بود! جالبتر اينکه يه بار ديگه هم قبلاً
خواب اين آهنگ رو ديده بودم!
4- دوم آبان تولدم بود! همين...
سال آخر يک ربع قرن زندگی! يک سال ديگه
به مرگ نزديک شدم و از اين بابت خوشحالم..نمی دونم روزی می رسه که
تولد واقعی داشته باشم با عشقم...
5-داشتم به مرگ فکر ميکردم که يهو ياد بابام افتادم که ديگه نيست! و چه
عادی شده نبودنش..بعد يهو فکر کردم يعنی چی که نيست..لحظه اي که يه
نفر می ميره رو نميشه توصيف کرد..يهو يه نفر که تا الان بود ديگه نيست! الان
فکر کن به مرگ..واقعاً چيز عجيبيه..
6- نه زنده م نه مرده...زنده به گور هميشه...
7-کامران نجف زاده آخر خبر بيست و سی گفت...دارايی های هر کس به
اندازه حرف هايی ست که برای نگفتن دارد! چقدر مايه داری؟
پانوشت: هيچ دقت کردين بی وفا ها چه زياد شدن؟ حس ميکنم اون
تب وبلاگ نويسی و کامنت بازی و اينا فروکش کرده..پرشين بلاگ شيش
سالشه! وبلاگ نويسی هم ديگه قديمی و خز شده انگار! الان دور دوره 360 هه!
عکس روز! موسيقی سنتی هم دنيايی داره واسه خودش! با تشکر از اينجا
عاشقانه های کورش برای SH
برای دوباره ديدنت ، زندگيمو صبر می کنم..
سخن روز! اگر فقير با ثروتمند معاشرت كند ديگر شلوار نخواهد داشت كه به پا كند
اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟