تبليغاتX
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
طرفدار!
1- ميخوام باور کنم که راست می خوند شادروان هايده که :
زمونه رنگ وارنگه،شب و روزش يکی نيست...خوشی دووم نداره،غمش هميشگی نيست
ولی چه کنم که هم شب و روزم يکيه هم غمم هميشگيه! من يکی برای
نقض اين شعر کافيم! البته بگردين دور و برتون بازم پيدا ميشه!

2-اصولاً آدم هايی که طرفدار شديد يه چيزی هستن مثلاً اندی! آلمان! يه بازی کامپيوتری
يا هر چيز ديگه ميتونن زوج های خوبی برای هم باشن! فرق يه طرفدار معمولی با
يه طرفدار شديد اينه که اونی که شديداً يه چيزی رو دوست داره اون چيز با جنبه های
مختلفی از شخصيتش سازگاره ولی کسی که معمولی يه چيزی رو دوست داره
اون چيز فقط با يه جنبه از شخصيتش سازگاره..واسه همين سازگاری هاست که
اون دو نفر هم با هم سازگار ميشن!
هیپنوتیزماين خانم هم که تو عکس می بينيد تو کيش در حال بازی هستن
با اين حساب اگه بره گيم نت يه شوهر خوب پيدا می کنه!
نیشخند



3-همه ميگن نبايد پای عشق های يه طرفه وايساد! چطور ميشه به پای کسی
نشست که عشقت رو بی جواب گذاشته و چطور ميشه دلتنگش شد! جواب اينه
که بله نميشه! ولی اينجور مواقع ما پای احساس خودمون می شينيم نه طرف!
دلتنگ احساس خودمون و عشقی که ايثار کرديم ميشيم نه اون فرد..چون اين حقيقت
عشقه که پاکه و قابل وفاداری هر چند به فرد نا مناسبی داده شده باشه! واسه
همينه که بعضی ها که خيانت می بينن يا از معشوقشون بدشون هم مياد باز
براش دلتنگ ميشن و احساس وفاداری ميکنن..اونا به احساس خودشون وفادارن نه
اون فرد و اينه بدبختی بزرگ!

4-تندرستی جای جوانی را می گيرد ، مهربانی جای خوشگلی را! 
خیال باطل محمد حجازی

5-يکی از بهترين خواب های عمرم رو ديدم! خوابی که کوتاه و قشنگ بود!
خواب ديدم که بوسيدمش!
قلب وقتی بيدار شدم روی لبهام طعم بوسه حس کردم!
نميدونم چطور ميشه که يه اتفاقی از توی خواب تأثير واقعی هم ميذاره روی بدن!
جالبيش اينه که خوابه اين بوسه رو تو روزای سالگرد عاشقيم ديدم! وقتی بيدار
شدم هنوز صورت خندونش جلوی چشمام بود و هيچ چيز تو دنيا زيباتر از
يک خنده عاشقانه نيست...

6- از همون وقتا همش دوست داشت نامزد شه! نامزد عضويت در هيت مديره..
هی بهش ميگفتم نامزد نشو کانديد شو! گفتم کانديد..يه بار رفته بود از
کانديدا های رياست جمهوری گزارش بگيره...خاتمی بهش گفته بود شماره تلفنت
رو بده به مسئول ستاد باهات مصاحبه اختصاصی کنم!
تعجب دقت ميکنی..چه رقيب
های عشقی خفنی داشتم من..جدی بودا

7-بچه های پرشين بلاگ قصه منو می دونن...تو ياهو مسنجر از غم دلم
می خونن...حتی بچه های وردپرس! و بالاترين راز عشقمو شنيدن..همه
اينترنت اشکای چشماو ديدن (حس کردن)..بگيد بيهوده نبوده...اگه عاشقش
بودم..نگيد عمر من تباه شد...اگه اسم ش رو خوندم..به اين ميگن متناسب سازی
يه شعر با دنيای وبلاگ!

عکس روز! بی دست و پا  هست ولی نيست! چون استاد دانشگاس!

عاشقانه های کورش برای SH
حيف است که ارباب وفا را نشناسی...ما يار تو باشيم و تو ما را نشناسی

سخن روز!  براي جلب علاقه بايد اظهار علاقه مندي كرد    ديل كارنگي 

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟



2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 21:25  توسط کورش  | 

مجنون ليلی
1-دمتون گرم حاجی..عشق هم عشق های قديم...مرد هم مردهای قديم..قلب
ليلی و مجنونی بود...فرهاد و شيرينی بود..ولی الان چی؟ راستی حاجی الان
يه پونصد شيشصد سال ميشه عاشق سرشناس نداشتيم ها!
شايد هم
هفتصد سال...شايد هم هشتصد سال..نه؟آخريش ليلی و مجنون بودن ديگه
مگه اينکه حاجی شما قديمی ها بياين کنتور رو سفت کنين تو تاريخ عاشقی
يه حرکت مارپيچ اينطوری بريد!
..لنگه شما تو اين دور زمونه پيدا نميشه حاجی..
مردای اين دوره زمونه تا تقی به توقی ميخوره شلوارشون دوتا ميشه..
حاجی سکوت کرده و داره به سی+قه+نامه کارگرش که الان پاره کرده
و عذاب وجدانش فکر ميکنه..فيلم "مجنون ليلی" به کلوب ها اومده
فيلمی خوش ساخت از عاشقانه های کوتاه..پيشنهاد ميکنم ببينيد
بی ربط! لايحه حمايت از خانواده!

2- بازم نيمه شهريور و سالگرد عاشقی! بازم رفتم شمال و لب دريا
تجديد ميثاق کردم! ديگه عدد و رقمش داره از دستم خارج ميشه..ولی
9 سال از روزی که اين عشق تو قلبم جوونه زده ميگذره..نهالی که سريع
رشد کرد و چون از ظرفيت قلب من بيشتر بود اونو شکست و آزاد شد!افسوس
اما خود سفر..رفتم نوشهر! با استفاده از اطلاعات اين وبلاگ خوب رفتم
پلاژ حسينی و برای اولين بار سيرک هم رفتم! اينقدر هم محيط شلوغ
و خانوادگی بود که هی اين زوج های جوون رو ميديدم هی دلم می سوخت
هی غصه می خوردم هی بستنی ميخوردم!دلقک

3-اگه اين جريان نيمه گمشده حقيقت داشته باشه درصد خيلی کمی
از مردم دنيا به نيمه گمشده شون ميرسن..چرا؟ چون هر کسی معمولاً همسرش
رو از بين آدم هايی که تو محدوده جغرافيايی نزديک خودش انتخاب ميکنه!
در صورتيکه مردم با شانس های مساوی پراکنده شدن تو دنيا! پس احتمالش
زياده که نيمه گمشده هرکس با اون کيلومترها فاصله داشته باشه!

4-مقدماتی جام جهانی هم شروع شد و دوباره بايد بشينيم حساب کتاب کنيم
اگه فلان تيم اون يکی رو ببره بعد ما با اين مساوی کنيم تفاضل گل بشه فلان
تا بريم بالا و اينا!خمیازه دوباره هيجان و عشق و استرس! ياد بازی استراليا افتادم که
مدرسه بوديم همه همه رفتيم نمازخونه و 300 نفری فوتبال ديديم! همه غمگين
و نا اميد تا يهو صعود کرديم! چه انفجاری شد بين بچه ها! ناظم تلويزيون رو خاموش
کرد! تا ما ساکت بشيم و اينه قدرت فوتبال..چند سانتيميتر اينور اونور رفتن توپ
ملتی رو شاد يا غمگين ميکنه..اونم از خالص ترين شادی و غم ها..

5-بلاخره اندی بعد مدتها! يک ويديو کمی داستان دار ساخت! ويديو"بعد از تو"
با طرحی جديد و کارگردانی جديد! همونطور که خودش ميخواد وايساده بود
کنار گروه و ميخوند ولی يه داستان فرعی هم نشون داده ميشه..که توش
دختره می ميره و اينکه ميگه بعد از تو هيچ عشقی نمی آد برای اينه که
معشوق مرده! و اين برداشتی هست که من با شنيدن آهنگ پيدا نميکردم
فکر ميکردم با وجود بی وفايی ميگه بعد از تو هيچ عشقی نمی آد! و اين
از فايده ويديو های داستان داره! که برداشت جديدی به بيننده ميده و بر خلاف
تصور اندی برداشت خود فرد از بين نميره! دانلود اين ويديو با حجم 16 مگ

6-بلاخره آقايون کشف کردن اينکه ما طفلک ها ميگيم قلبمون شسکته
قلب واقعاً ميشکنه! اينجا رو بخونيد

7-کارد که به استخوان برسد، از استخوان که بگذرد، ديگر آن‌قدرها درد ندارد.
انگار که آوار اين‌همه درد، بی‌حس‌ات می‌کند. در رگ و پی‌ات ريشه می‌دواند. تو را به خود اهلی می‌کند.
حالا دوباره و هرباره‌ که کارد به استخوان‌ات برسد، ديگر درد شُره نمی‌کند روی جانت،
روی دل‌ات. حالا درد را آموخته‌ای، به درد آغشته‌ای.
عشق هم از جنس درد است. بار اول‌اش تو را می‌رساند به ته دنيا. تمام شدن‌اش بيزارت می‌کند از تمام دنيا. بعدترش اما ديگر ياد می‌گيری زنده بمانی زير آوار لذت‌هاش، خوشی‌هاش، ناخوشی‌هاش و دردهاش. دوباره و چندباره‌ات که باشد، راحت تن می‌دهی به سرخوشی عشق، بی‌که هراس داشته باشی از ويرانی‌هاش. زنده مانده‌ای، زنده می‌مانی هم.کپی شده از اينجا

پانوشت: ماه رمضان هم به اهلش مبارک!

عکس روز! شير بخوريد!

عاشقانه های کورش برای SH
از قسمت ديدن تو شادم...از بخت خوشم دل به تو دادم..

سخن روز!  يك وجدان خوب به هزار شمشير مي ارزد!    ناپلئون بناپارت

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 21:19  توسط کورش  | 

عشقولانه المپيک!
1- المپيک هم تموم شد و بعضی ها فقط به خط پايان رسيدن! ولی ساعی
آبروداری کرد و يه طلا گرفت..هادی 4-1 عقب افتاد و همه طلا رو از دست رفته
می ديديم ولی 6-4 برنده شد..چرا؟ موقع زلزله بم که بود هادی ساعی مدال
طلای المپيک خودش رو برای کمک به زلزله زده ها به فروش گذاشت! کاری که
من اگه جاش بودم اصلاً نمی تونستم انجام بدم! تعجباون موقع با خودم گفتم حتماً
خدا جبران ميکنه براش..به قول معلم رياضی مون که هيچ وقت يادم نميره:
تو نيکی می کن و در دجله انداز..که ايزد در بيابانت دهد باز..ميگفت بيابان شما
کنکوره! بيابان ساعی هم حتماً المپيک امسال بوده!

2- اينم از عشقولانه المپيک! وزنه بردار آلمانی که در غياب رضا زاده قهرمان شد
عکس همسرش رو که تو تصادف کشته شده به همه نشون ميده و مدال طلا
رو به همسرش تقديم ميکنه...مقايسه کنيد با رضا زاده! به اين ميگن
تفاوت جهان بينی! ضمن اينکه نشون ميده آلمانی ها چقدر با احساس هستن! قلب

3-اصولاً آدم خيلی رومانتيکی نبود! افسوسهر چی من از خودم حرکت های
عشقولانه ول می کردم فقط می خنديد! هر چند خنده هاش هميشه باعث
خوشحاليه من ميشه.قلب.مثلاً يه بار که رفته بوديم شمال واسه ناهار توقف کرده
بوديم و اينا که بارون گرفت...من از ماشين رفتم بيرون زير بارون خودم رو خيس
کنم که يعنی عاشقم و بارون دوست دارم و اين صحبت ها!دلقک ولی اون فقط از پشت
شيشه منو نگاه می کرد و می خنديد و نيومد زير بارون خيس شه تا بخونم:
بوی بارون ، عطر موهات....راز چشمات ، عشق پنهون....من و اين دل تو زندون..

4- کاش هيچ وقت نفهمی "توی اوج بی قراری ، دل به هيچ کسی نبستم" يعنی چی..

5- فال اين هفته رو تو مجله خوندم نوشته بود: دعای خيری پشت سر
شماست که شما رو از مشکلات حفظ و نگهداری ميکنه و بايد شکر گذار
باشيد...من خودم خيلی اعتقاد به دعا و اين چيزای معنوی ندارم مثلاً هيچ کار
نکنيم بشينيم دعا کنيم تا بارون بياد مشکلات مملکت حل شه! خمیازهولی بعضی
وقتا که بعضی چيزا با عقل جور در نمياد حتماً تأثير دعا يی چيزيه..کاش پشت
سر همه مون از اين دعا ها باشه...ميگن يه مهندس آلمانی اومده بوده از کارخونه
های ايران بازديد کنه..بعد بازديد ازش می پرسن چطور بود؟ ميگه من دارم
به معجزه و امداد غيبی ايمان می آرم! چون اين کارخونه ها با اين شرايط
فقط با معجزه ميتونن کار کنن!تعجب اينم همينجوری..واقعی بودا جک نبود!ابرو

6- نميدونم شما هم يادتون مياد يا نه..دبستان که بوديم ظهر که تعطيل می شديم
تو اون گرما تندی می رفتيم مغازه روبروی مدرسه با يک يا دو سکه! يه نوشابه زمزم
می خريدم و ميخورديم...و چه گازی داشت!اون موقع هنوز ملت اينقدر نوشابه خور
نبودن! زمزم پشت در نوشابه هاش جايزه داشت..سکه بهار آزادی! يک نوشابه مجانی!
و چه عشقی می کرديم اگه يه نوشابه مجانی برنده می شديم!هورا هنوز هم نوشابه
می خوريم و نوشابه خورترين ملت جهان هستيم! ولی مزه اي که خوردن با کيف بند دار
و شونه های خسته داشت کجا و الان کجا...از همه اينا که بگذريم بايد مصرف نوشابه
رو کم کنيم! يکی ميگفت از سيگار بدتره! دارم آبميوه و ما الشعير و دوغ رو جايگزينش ميکنم

7-بچه تر که بودم فکر ميکردم فقط ما ايرانی ها چای می خوريم!
وقتی فهميدم که بقيه مردم دنيا هم چای ميخورن که بسته های عربی شای!
رو ديدم..اينکه زبان عربی چهار حرف رو نداره گاهی وقتا چيزای با مزه اي به وجود
ميآره! راستی چطور ميشه يه زبان با نداشتن چهار حرف کامل ترين زبان دنيا باشه؟
اينو معلممون می گفت! معلمی که انگليسی رو با لهجه صحبت می کرد! فکر کن
انگليسی با لهجه ترکی مثلاً! ولی واقعاً اين لهجه ها هستن که به زبان زينت
می دن! اه چه حرف تو حرفی شد! ستار يه شعری داره که ميگه..تو که
می گی دوست دارم...می گم که کاشکی شاه بودم...رو پشت بوم خونه ها
تمومو گل می کاشتم...و...ببين يه جمله دوست دارم ما رو کجا برد!
گنج سليمون می دادی ، ما رو به وجد نمی اورد... (ببين يه چايی ما رو کجا برد!)

لينک روز! بی وفايی تو ذاتتتونه ديگه... دخترای مثبت ايجده بخونن

عکس روز! داره به چی فکر ميکنه؟ خیال باطل

عاشقانه های کورش برای SH
باز صدای خنده هاش تو گوشم زنگ می زنه..افسوس

سخن روز! در خزان زندگي، آنچه را كه روزها كاشته اي مي دروي

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 21:1  توسط کورش  |