تبليغاتX
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
ويژه!:
 
 کلي صبر کردم تا اين بازي لعنتي تموم بشه و آپديت کنم!
بالاخره دوباره ايران ما جهاني شد! حالا دوباره کارشناس ها ميآن
بازي هاي ما رو تحليل ميکنن! دوباره اسم ايران رو همه دنيا تکرار ميکنن
دوباره يازده مرد ايراني رو همه دنيا ميبينين..دوباره ما از غرور فرياد ميکشيم
و دوباره گريه ميکنيم!و کلي دوباره هاي ديگه.....شاد باشيد!

1-اين مسئولان مملکتي هم روح طنز دارنا!  از يکيشون پرسيدن که در دوره بعدي هم
وزير هستين؟ طرف اينجوري جواب داد: يه نفر رفت خواستگاري،پرسيدن خوب چي شد؟
گفت 50% حله ! گفتن چه طور؟ گفت من پسنديدم!!!

2- من هر چي بيشتر ميخوابم بيشتر خسته ميشم!!! شما هم اين طوري هستين؟

3-چون مطلب کم داريم و از طرفي آقا مهرداد کارش درسته! ازش نون قرض کرديم!
مهرداد ميگه: هر وقت به عيادت ميريد حتماً با اون فرد دست بديد و ببوسيدش!
حتي اگه جنس مخالف باشه!

4-مهرداد ميگه:هر وقت خوشحال هستيد به دوستاتون فکر کنيد تا اين انرژي مثبت
به اونا هم برسه...دانشمندا به اين ميگن تله پاتي! پس وفادار و مهرداد يادتون باشه!


5-آقا با رفيقمون رفتيم پارک طالقاني...جاي باحاليه...شما هم بريد...اين عکس هم سوغاتي!
کلي گشتم تو پارک تا اين منظره رو پيدا کردم...بزاريد تو بکگراند حالشو ببريد!



اندازه بزرگ


6-براي کسي بمير که برات تب کنه 
                     يا
 براي کسي تب کن که برات بميره؟

7-همش با خودم تکرار ميکنم....تنها تعريف خوشبختي باور داشتن ان است..

                                                   ...تنها تعريف خوشبختي باور داشتن ان است..

                                                                 ...تنها تعريف خوشبختي باور داشتن ان است..

 
اينم دلتنگي هاي من خطاب به او..

هر جا صدايي خسته بود ....هر جا دلي شکسته بود
هر جا لب جاده کسي، به انتظار نشسته بود،،....
به ياد من باش..

 

جمله هفته:
شما نميتوانيد مانع شويد كه پرنده بدبختي، از بالاي سرتان عبور كند. اما ميتوانيد جلوي او را بگيريد و نگذاريد كه روي سرتان لانه بسازد.


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي ماست!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 20:52  توسط کورش  | 

Copernic Tracker v1.1 Bould 127


  
 

اين برنامه برای اين كاره كه به شما اطلاع ميده هر سايتی كه مورد علاقه شماست آپديت شده يا نه ! شما سايتهای مورد نظر را براش تعيين ميكنيد و هر وقت آپديتی در انها بشه به شما پيغام ميده كه آپديت شده . 
 

وقتی برنامه رو نصب کرديد...برای register کردن رو buy کليک کنيد و سريال رو وارد کنيد

بعد به هر وبلاگ يا سايتی که ميخوايين از اپديت شدنش با خبر بشين برين

و تو اون سايت راست کليک کنيد و track using copernic tracker رو انتخاب کنيد

به اين ترتيب او سايت به ليست اضافه ميشه....هر وقت هم خواستين سايت ها رو

چک کنين برنامه رو اجرا ميکنيد و گزينه ی check> all tasks رو ميزنيد تا سايت ها رو براتون چک کنه

يادتون نره اول وفادار رو به ليست اضافه کنيد! اون وقت قسمت هايی که اپديت شده رو هم

با رنگ زرد براتون نشون ميده وقتی رو اسم سايت کليک ميکنيد!








حجم : 4.5 مگابايت
name : 24
serial : CT00-001664-948381
Download

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:52  توسط کورش  | 

Super Y!


 



تا حالا دیدید وقتی تو مسنجر چند نفر بهتون پی ام بدن کل صفحه ویندوزتون پر میشه. با این برنماه میتونید همشونو بیارید یه جا و قشنگ تو ستون سمت چپ برنامه براتون تمام پی ام ها رو دسته بندی میکنه و هر کدومو بخواهدی روش کلیک میکنید و وسط صفحه اون پنجره پی ام براتون دیده میشه.


حجم : 43 کیلوبایت
Download

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:51  توسط کورش  | 

نحوه استفاده از سيستم بازيابي (System Restore) در ويندوز XP


 

منبع : http://www.PCnet.ir


ويندوز XP اين امکان را به شما ميدهد که با چند کليک در برنامه System Restore زمان را به عقب برگردانيد. ويندوز هر روز و بعد از هر اقدام مهمی که انجام ميدهيد، تصويری از تصويری از تنظيمات کامپيوتر را در ديسک سخت ذخيره می کند. حال اگر کامپيوتر شما رفتار عجيب و نا خوشايندی از خود نشان داد، System Restore را به حافظه منتقل و آخرين روزی که کامپيوتر شما خوب کار ميکرد را کليک کنيدتا ويندوز از نظر زمانی به عقب برگردد و کامپيوتر شما را به تنظيمات آن زمان برگرداند. نحوه اينکار در زير آمده است:

1- مطابق تصوير زير برنامه System Restore را اجرا نماييد از مسير :
Start Menu \ All Programs \ Accessories \ System Tools \ System Restore

2- Restore My Computer to an Earlier Time را کليک کنيد :

3- تاريخی را که کامپيوتر شما در آن خوب کار ميکرد را کليك کنيد و سپس Next را کليک کنيد:

4- مطمئن شويد همه فايلهای باز را ذخيره کرده ايد و سپس Next را کليک کنيد.

نکته: بعد از اينکار کامپيوتر شما به صورت خودکار يکبار رستارت خواهد شد تا عمليات لازم را انجام دهد. 


نکته : اگر ويندوز شما در حال حاضر خوب کار ميکند ميتوانيد يک Restor Point بسازيد تا اگر در آيند کامپيوتر شما به مشکلی بر خورد کرد بتوانيد به نقطه مورد نظر دسترسی داشته باشيد برای اينکار همه موارد با توضيحات قبل يکی است و فقط به جای مورد 2 :Restore My Computer to an Earlier Time گزينه : Create a restore point را کليک نماييد و در صفحه بعد نام انتخابی خود را وارد نماييد.

 

اميدوارم راحت بوده باشد!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:50  توسط کورش  | 

Nod32 2.12.4

یک آنتی ویروس که با بودنش بقیه آنتی ویروس ها باید جمع بشن و برن پی کارشون. کرکش هم جدید اومده.
بعد از سالها تست آنتی ویروس ها بهتر از این من ندیدم ٬ نه تنها من اینو نمیگم بلکه بقیه دوستانمم که قبلش میگفتن نه!! از این الان استفاده میکنند و میگن آره درست میگفتی.
من هیچی نمیگم ٬ خودتون تستش کنید.

NOD32 2.70.23

دانلود

کرک

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:45  توسط کورش  | 

سرعت اينترنتت


سرعت اينترنتتون

 

 

 

اين کارو حتما بکنيد تا سرعت اينترنتتون تا ده برابر افزايش پيدا کنه . اين کار باعث ميشه هر صفحه ای برای دومين بار يا بعد از اون که ميخواد باز شه به سرعت هر چه تمام باز بشه.

توجه: اگر مراحل رو انجام داديد و در ابتدا تغييری احساس نکرديد اون رو پاک نکنيد چون تو جايی که شما فکرش رو نميکنيد به کمکتون مياد بدون اينکه شما بفهميد.

ابتدا به Start برید و تو Run تایپ کنید Regedit و Enter بزنید.
حال به دنبال این عبارت بگردید:
[HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Internet Settings]
سپس در سمت راست پنجره به دنبال این عبارات بگردید:
 MaxConnectionsPerServer -1
 MaxConnectionPerl_OServer -2
ممکنه این دو عبارت رو مثل من نداشته باشید پس روی ...

صفحه سمت راست ، کليک راست كنيد و از قسمت [New]، روی [DWORD] كليك كنيد.
سپس عبارت شماره 1 را بنويسيد . برای عبارت شماره 2 هم همین مراحل را انجام بدید. حالا روی عبارتهای ساخته شده دو بار کليک کنيد و در قسمت [Value data] برای گزينه اول عدد 8 و برای گزينه دوم حرف a را وارد کنيد و سيستم را Restart کنيد.

توجه: در هنگام نوشتن به حروف بزرگ دقت كنيد. يا میتونید از چیزی که من نوشتم کپی و تو رجیستری Paste کنید.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:43  توسط کورش  | 

En2Fa چيست؟

 

En2Fa چيست؟
 

En2Fa  برنامه مستقلی است که بر روی کامپيوتر شما نصب شده و بر اساس متن فينگيليشی تايپ شده شما, آنرا به فارسی تبديل ميکند.
اين برنامه بر روی تمامی نسخه های ويندوز قابل اجرا ميباشد و هيچ نيازی به فارسی بودن سيستم عامل برای نمايش صحيح فارسی ندارد.
En2Fa قابليت ذخيره خروجی شما به صورت عکس,متن و يا حتا Html را دارد.




En2Fa_FntEditor.exe

حجم:تقريباً 500 کيلو بايت

برای تصحيح غلط های املايی اين فايل رو تو فولدر برنامه کپی کنيد

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:40  توسط کورش  | 

Internet Download Manager v5.02.5



با اين برنامه ديگه نگران دانلود نباشيد چون ميتونيد بعد از ديسکانکت شدن

هم دانلود رو ادامه بديد!

 

وقتی برنامه رو نصب ميکنيد معمولاً به طور خودکار موقع دانلود با اين برنامه دانلود ميشه

ولی اگه نشد ميتونيد رو لينک دانلود راست کليک و download with IDMرو بزنيد

حالا بگو چند تا دوستم داری؟!

 

دانلود بخش اول)

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:39  توسط کورش  | 

تابلو!


 

-دوستانی که نه آدرس وب ميزارن نه ايميل آخه من چه جوری باهشون در تماس باشم هان؟
اون دفعه هم که گفتم چند تا از وبلاگ ها واسه من فيلتره...اين دوستان خواهشن شاکی نشن
که چرا به وبم سر نزدی ( حتماً فيلتره ديگه...وقتی 2-3 بارميگی من نميآم يعنی نميتونم ديگه)
يا فلان آهنگ رو بذار فلان کار رو بکن من چه جوری بهشون خبر بدم؟

2- کم کم دارم شک ميکنم اين قيافه من يه جورايی تابلوه!9 آخه هر چی بچه فقير تو خيابونه
يه راست وسط اون همه آدم! مياد طرف من!9 اينجوری نگام ميکنه...>>> 
ميگه صد تومن بده گشنمه برم غذا بخورم! من هم حساس ديگه...دست ميکنم در جيب مبارک! و...
انگار رو پيشونی من نوشته دلشکسته...دل نازک و...


تو بيمارستان هم يه پيرزن وسط اون همه آدم اومده پيش من ميگه...اين شماره رو برام بنويس!
من  به همه کمک ميکنم ولی هيچ کی نيست به من کمک کنه...

3- رفته بودم بقالی! يه آقاهه اومد الکل خريد که بره قاطی کنه و ....آره ديگه!13
آخه يکی نيست بهش بگه بدبخت! اگه يه ذره درصد ش اشتباه بشه که غزل رو بايد بخونی!


4- نظرتون در مورد انتقام چيه!؟....اگه بتونيد از يه نفر انتقام بگيريد اين کار رو ميکنيد؟
ميگن : لذتی که در عفو هست در انتقام نيست....ولی ديدين اين فيلم ها که طرف انتقام ميگيره
چه کيفی ميکنه!؟ نظرتون چيه؟


2-4 بعضی ها ميگن بايد عشق رو به وجود اورد! يعنی بری دنبال عشق!
بعضی ديگه ميگن عشق خودش مياد سراغ آدم ها...وقتی که انتظار ش رو نداری!
شما با کدوم موافقيد؟

۵-firefox دوست جديد شما! بابا اين برنامه ها که من براتون ميذرام دانلود کنيد! ضرر نميکنيد...
توضيحات در مورد اين برنامه رو اينجا بخونيد!


6-پيکان هم به موزه رفت! دلم براش سوخت! يه جورايی جزيی از تاريخ اين مملکت شده بود...43


7- داشتم در مورد کار و اينکه آخرش بيکاريم با يه دانشجوی ديگه حرف ميزدم
گفت روزی دست خداس زياد فکر نکن.....باشه ما هم ديگه فکر نميکنيم!13

۱-۷ البوم جديد شادمهر! اينجاست! هر کی خواست بره دانلود کنه!
بعضی ها ميگن تقلبيه! من نميدونم! ولی به هر حال جديده!


۲-۷ اينم وقتی يه بازی جنگی رو تموم کردم گفت! البته به انگليسی!


گاهی يک چيز خيلی قشنگ بخشی از يه چيز خيلی زشت است! ( خيلی حرفه ها!)

 

راستی هر کی آهنگ قشنگی هر جا ديد بگه تا بقيه هم استفاده کنن


اينم دلتنگی های من...


 روم قايق بگيرم....به درياها شوم گم
که چرا دلبر من...شده عروس مردم

هنوز ياد تو هستم حاليتم نيست! ........به هيچ کی دل نبستم حاليتم نيست!
سياه چشمون ميخوام حالمو بپرسی.....بشی مهمونم احوالمو بپرسی
نگفتی نکنه خونه ش خرابه ؟................نديدنم واسه ش رنج و عذابه؟
نگفتی که غريبه اين ولايت...................تموم زندگيش نقش بر آبه

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!57

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:36  توسط کورش  | 

برده داري نوين!


 

   

بی هدف تو ميدون انقلاب راه ميرم....بی صدا اسمش رو فرياد ميزنم....هق هقم حنجرم رو ميبنده..
به آينده فکر ميکنم....کار؟ پيدا ميشه؟....آخر عشق و عاشقی چی..؟ بابا بيخيل...متن رو بخونيد!

1- باز هم يه تبليغ باحال ديدم!
انسان به قدر خاطره هايش زندگی کرده است...

2- ميدونستين قزوينی ها علاوه بر سيزده به در پنجاه به در هم دارن!!

3- با تو نيستم ها! با بعضی ها هستم! از عقاب ياد بگير! تو تمام عمرش يه بار جفت گيری ميکنه..
وقتی هم جفتش مرد ديگه جفت نميگيره...واسه همين من خيلی عقاب دوست دارم!

راستی ميدونيد عقاب نماد کدوم کشوره؟.......آلمان.....

اينم يه مدرک! اينم يکی ديگه!

4- تا حالا احساس کردی جايی اضافه هستی!؟....من معمولاً تو دانشگاه همچين احساسی دارم!
آخه همه دخترن من يه دونه پسر تک و تنها تو کلاس! البته بعضی وقتا!


5-ميدونين معادل فارسی وبلاگ چيه؟......تارنوشت!.....شما واژه بهتری سراغ دارين؟

6- داشتم مجله ميخوندم...يه گزارش خوندم در مورد قاچاق زنان! و استثمار
اونا به عنوان کارگر جنسی!....به اين ميگن برده داری نوين! واقعاً که اين آدما نميخوان آدم بشن!
يه چيز ديگه يادم اومد....يه زمانی! اخبار گفت يه باند فساد فکر کنم در يکی از شهر های
صربستان با بيش از 3000 عضو متلاشی شد!!! فکر ميکنين کل اون شهر چند نفر بودن!!!

7-طبيعت معشوق همه کسانی است که از معشوقان ديگر سرخورده اند

۱-۷ پست قبلی هم بر اثر يک اشتباه پاک شد!
قسمت شکلک ها يه خورده تهش اضافه شده! و شکلک هايی رو هم که ياهو قراره
تو نسخه جديد مسنجر بزاره ميتونيد بقل بقيه شکلک های ياهو ببينيد! مثل اين..


۲-۷ دو تا آهنگ توپ جديد هم براتون دارم...


محشر-مترسک(دی جی مريم   راستی شما هم وقتی اهنگاش رو گوش ميدين گريتون ميگيره؟)


 تلافی-شادمهر

 

اينم دل تنگی های من...

برام هر گوشه از تو يادی داره......تو ذهنم از تو صد ها يادگاره
از اون روز های خوب آشنايی......چه موند با من به جز درد جدايی؟؟؟؟؟

اگه به زور روزگار، از زندگيت ميرم کنار.......ميرم که ثابت بکنم، عاشقتم ديوونه وار..


سهم من از بودن تو يه خاطره س، همين و بس...


خواهش ميکنم وضعيت اپديت خودتون رو هم در کامنت بگيد! که من دونه دونه چک نکنم
راستی وبلاگ و سايت بعضی دوستان فيلتر شده! مخصوصاً اونايی که اسم دختره مثل نازنين و..

اينم جمله هفته..


هيچ چيز حقيرتر از احترامى نيست كه براساس ترس ابراز شود.
آلبر كامو نويسنده فرانسوى

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:35  توسط کورش  | 

دختري با قلبي پر از حرف

ميدانی قطع نخاع يعنی چه؟ اين عنوان کم کم داره در کامنت دونی يه عنوان آشنا ميشه!
اين عنوان وبلاگ ( سايت) يکی از دوستان با روحيه ، با ذوق در نوشتن و کلاً يک آدم باحاله!
اگه ميخوای با يه جانباز قطع نخاع آشنا بشی حتماً به سايتش سر بزن .دوست داشتی هم
بگو که از اينجا اومدی که من هم بفهمم کيا رفتن...

http://iran.special.ir/

آقا امروز استثناً اجاره داديم اينجا رو! البته نصفه!
قبلش يه رفع ابهام بکنم! بابا من که نرفتم خواستگاری هی ميگين مبارکه و...!
اين مال همون دلشکستگيمه....4 سال پيش...افتاد؟
در ضمن دوستانی که کامنت ميدن اگه اپديت هستن بنويسن
 که من مجبور نشم همه رو چک کنم !

پس  متن جالب اين دوستمون رو بخونيد....( به دلايلی نميتونست در وب خودش بنويسه)



ديگه اعصاب برای من باقی نمونده . همش بهم می گن :

چرا ازدواج نمی كنی ؟ چرا فلانی اومد ردش كردی ؟ چرا اين يكی رو نخواستی ؟ چرا اون رو نمی خوای ؟

ای بابا ، بسه ديگه !!!

چقدر می خواين يكی رو برای ازدواجی كه حتما وقتش نيست ، مصلحتی در كارش نيست ، قسمتش نيست تحت فشار بذارين ؟

همش می گن :

دير شد ، مگه می خوای ترشيده شی ؟

آخه مگه ازدواج به همين سادگياست . مگه می شه هركی از در اومد و گفت : (( غلامت ميشم ))

بگی بسم لله ؟!!

نه ديگه . نمی شه . خاكشير نبات مجانی كه واسه ما دخترا خرج نشده !

عمر پدر و مادرامون صرف بزرگ شدن و يادگيری ما دخترا شده .

تازه  مگه هميشه ما دخترهائيم كه بايد از طرفمون خوشمون بياد ؟ نمی بينی ؟

پسر های اين دوره زمونه ديگه دنبال يه دختر نجيب و خانواده دار و ساده نيستند كه

دنبال يه جواهر ياقوت پيشونی و پدر مايه دار ، با تيپ روز و كلی ناز و افاده اند . ( البته نه همه ی پسرا ، نگيد خشك و تر رو با هم سوزوند ! )

حالا من دانشجو ، يكی ميگه :

زنم بايد يا كارمند باشه ، يا معلم باشه ، يا سال آخر دانشگاه باشه كه خرجش پای من نيافته ...

حالا چی ؟ ... خودش ديپلم بيكار  و  سربازی نرفته !!!!!!!!!!!!!

بابا كی گفته سطح توقعات دخترها بالاست ؟ اگه من ريشه ء اون آدم رو پيدا كنم از ريشه قطعش می كنم .

خوبه ما دخترا اگه واقعا علاقه مند بشيم ، به همه چی ، حتی بدبختی در كنار مثلا محبوبمون رو تحمل می كنيم .

جديدا هم كه مد شده ازدواج ها بر اساس دوستی ، توی كوچه يا دانشگاه و يا چت و اينترنت صورت می گيره .

يكی مثل من هم كه اهل اين چيزا نيستم ، معلومه ديرتر ازدواج می كنم . اما با يك خوبش !!! يه سربه راهش . يه اهل زندگی ، نه كسی كه معلوم نيست با چند نفر دوست بوده و ( لااله الاالله ) ...41

بهر حال خسته شدم از اينكه همش گير ميدن ( حيفه كه از رنگ و رو بری ) .

به خدا اين آرزوی هر دختريه كه يه روز به يكی دل ببنده تكيه كنه  و باور كنه كسی هم او رو دوست داره . خلاصه اينكه ازدواج آرزوی نهفته ی ما دخترهاست .

مخصوصا پوشيدن لباس عروسی !

آقا پسرا  !!! آقايون محترم جوون ...41

لطفا  لطفا كمی اهل كار باشيد . كمی شما هم كم توقع باشيد . به احساس دخترا اهميت بديد . پس انداز هم بكنيد . اينقدر ما دخترا رو هم منتظر نذارين .

تنبلی رو بذارين كنار . اهل رفاقت با دخترای بيكار و هرزه هم نباشيد . به نگاه های اطرافتون ( دخترايی كه شايد واقع شما رو دوست دارن ، ولی چيزی نمی گن ) هم توجه كنيد .

در ضمن يادتون باشه اين فقط حق شما نيست كه عاشق باشيد .

يكم هم مادرهاتون رو نصيحت كنين تا اينقدر موقع خواستگاری واسه شما وسواس نداشته باشن و اينجور ترسناك ما دخترا رو زير چشماشون له نكنن .

 

با كلی سپاس از آقای دلشكسته ی مهربون كه اجازه داد يه آپش رو من استفاده كنم .

با آرزوی خوشبختی برای همه

                                      دختری با قلبی پر از حرف  

 

لازم به ذکر است شکلک گذاری و عکس از من بوده اميدوارم ابهام ايجاد نکرده باشم!

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:34  توسط کورش  | 

باز هم من و حاج آقا!

   

باز هم من و حاج آقا!

اين دفعه اين حاج آقای ما که ديگه همتون ميشناسيدش! داشت در مورد مسايل شيرينی!
صحبت ميکرد که من نت برداشتم...آره بحث ازدواج و...بود! اما قبلش يه چند تا چيز بگم
بعد يه چند تا چيز ديگه ميگم!

1- آقا اين استادای ما بعضی هاشون خيلی باحالن! يه روز دير کرده بود. ما نيم ساعت
منتظرش بوديم نيومد رفتيم! نگو استاد با امبولانس! اژير کشان !واسه اينکه زود
برسه اومده! خيلی باحاله نه...تصور کن با امبولانس!

2-آيهالناس! اگه ميخوايد زن بگيريد بريد فال گير شيد!!!
من کشف کردم اين دخترا علاقه وحشتناکی به فال دارن! چرا؟ نميدونم! ولی
هر وقت من دارم مجله ميخونم اين بر و بچ کلاس ميان ميگيرن فقط هم فالش رو ميخونن!

3-آقا ميدونستين چين بزرگترن صادر کننده چادر سياه به ايرانه؟ و ما بزرگترن مصرف کننده
اون در جهان!

4-يک سری از آهنگ هايی که من عاشقشونم رو براتون اپلود کردم با حجم کم و کيفيت مناسب
پيشنهاد ميکنم حتماً دانلود کنيد
تازه ميتونيد از اين آهنگ ها به عنوان آهنگ وبلاگ هم استفاده کنيد!
يه خواهش ديگه...کسانی که لگوی من رو دارن...اگه ميشه کد جديدش رو از وب بردارن
و بزارن جای قبليه! آخه قبليه بعضی وقتا خراب ميشد! اگه هم خودشون نميتونن به خودم بگن!


و اما تازه حاج آقا..

5-ميگفت ...هوا داره گرم ميشه...لطفاً خانوما رعايت کنن.....ok؟41

 

۶-ميگفت...اين جوونا بعضی هاشون ميگن ما از نظر سطح سواد به هم نميخوريم!
ميگفت بايد از نظر فکر به هم بخوريد نه سواد! بگو باريکلا!

۷-توکل داشته باشيد هميشه...

 

۸-اين خيلی حرفه ها! گوش بده....ميگفت...اهای! دختر يا پسری که با هر کسی همکلام ميشی!
به قول خودمون ميپری! بقيه هم با تو همکلام ميشن ولی همون فرد برای ازدواج
تو رو انتخاب نميکنه! ميگه از کجا معلوم قبل از من با يکی ديگه دوست نبوده يا بعدن
با يکی ديگه...؟

۹-ميگفت...مهريه رو اول يه پيش پرداخت! بدن به عروس تا بتونه جهازش رو جور کنه
و زندگيشون هم بهتر باشه و از اين حرفا...نظرتون چيه؟ ( خوش به حال خودمون که مهريه
نداريم! ولی حيف که...)

 

10-اينم يه داستانک!

آقا رفته بوديم خواستگاری...ميخواستم به مامانم بگم درسته که sh خيلی زيباست
ولی من عاشق مهربونی و نجابتش شدم....وقتی برگشتيم مامانم ميگفت...دختر خوبيه
ولی کاش يه کم هم بر و رو داشت!!

اينم دلتنگی های من..

پی اسم تو می گشتم.....ته يه فنجون خالی
دنبال يه طرح تازه ...يه تبسم خيالی
فنجون های لب پريده....قهوه های نيمه خورده...
من و عشقی که واسه هميشه مرده.....دل به عشق تو سپرده...


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!57

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:33  توسط کورش  | 

من و سعيد!

1- آقا من کشف کردم که من عاشق نيستم!

شيفته هستم!البته شايد هم سرسپرده..شيفتگی محبت شديد و يه طرفه روميگن! شما چی هستيد؟ عاشق؟ شيفته ؟سرسپرده ؟دل داده؟ دلبر؟دلسپرده؟ يا چيزای ديگه که هنوز تعريف نشدن

2- يه لاکپشت 2 متری با عمر بيش از صد سال به دليل خوردن پلاستيک! مرد!
آقا دريا ميری چرا آشغال ميريزی تو دريا ها ن ن ن؟


3-ميگم تو اين تبليغ ها هم بعضی وقتا چيزای خوبی پيدا ميشه! هندی کم سونی که يادتونه؟
زندگی دکمه بازگشت ندارد....اين دفعه اينو حال کنيد....ايران کهن تر از تاريخ...

4- گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نيست.87...قابل توجه بعضی ها!

5-يادش به خير بچه که بودم نميدونستم به نوشابه ميگن چی!
فکر ميکردم پپسی اسمشه....!کلاً به همه نوشابه ها ميگفتم پپسی!!

6- بچه ها ديدين ياهو هم وبلاگ ميده؟ ياهو 360 رو ميگم ها....اينجا رو بخونيد
بعد اگه اينوايت هم خواستين بگين


7- آقا ما دانشکدمون يه نگهبان داره به نام سعيد! يه روز نشتسته بودم پيشش..
ميگفت که اينجا ميان هی عکس ميگيرن ولی هيچ کی با اون عکس نميگيره! دلش گرفته بود
گفتم خودم ميآم باهات عکس ميگيرم! ( تيريپ مرام!).....نکته: واقعاً بعضی ها از دماغ فيل
افتادن ! اصلاً نگاهی به دور و بر خودشون نميکنن! يعنی غير از خودشون کسی رو نميبينن!51

 

مثلاً شطرنجی شده!


8- برنامه ی برای با خبر شدن از اپديت سايت ها  

بيشتر توضيح نميدم خودتون ببينيد!



-اينم دلتنگی های امروز من...


بردی از يادم...دادی بر بادم..........دل به تو دادم...با يادت شادم...
سوزم از سوز نگاهت هنوز..........چشم من باشد به راحت هنوز..
اميد اهل وفا تويی...رفته راه خطا تويی....آفت جان ما تويی....


دل به زنجير غم و غصه اسيره...تا لب چشمه ميره تشنه ميميره..
يا شبا مهتابشو ابرا ميدزدن....يا روزا خورشيدشو سايه ميگيره...
نکنه که بعد از اين اسير غم ها بمونم...توی اين شهر و ديار هميشه تنها بمونم
ای خدا کاری نکن که دل به يادش بشينه...تو نزار با ياد اون تو چنگ شبها بمونم


راستی ميگن ياهو هر 8 ساعت آفلاين ها رو پاک ميکنه! پس زود به زود سر بزنيد!
آخه من يه بار of ميدم 2 روز بعدش هم يه بار ديگه!


اينم جمله هفته..

زبان استخوان ندارد ولی محکم ترين استخوان ها را ميشکند!


وقتی ستمگران مهربان ميشوند بايد ترسيد!

يکی از قبل طلب داشتين!

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!57

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:30  توسط کورش  | 

تصوير عشق..


 

عشق من جز غم دلواپسی نيست....آخه قلبم مثل قلب کسی نيست..

1- داشتم فکر ميکردم ما چه جوری عاشق ميشيم! به اين نتيجه رسيدم که خيلی وقت ها
ما عاشق يک تصوير ميشيم...يعنی چی؟ هان...يعنی از معشوقه يک تصوير ميسازيم ( يک بت!)
و عاشق اون تصوير ميشيم....


اينجاس که معشوقه عاقل ما بايد بگه :

تو به تصويری چه کودکانه دل باخته ی... منو اونجوری که در باور خود ساخته ی
تو به نقشی که چه دوره از من ...عکس ماهه توی آب روشن..
توی رويايی مثل بيداری....تو ميخوای که ماه رو از برکه بيای برداری...

نظرت چيه؟ چند درصد اينجوری عاشق ميشيم؟

2-خيلی از ما ها ميگيم عاشق شديم! دست خودمون نبود!ولی کاش ميشد بگيم عاشق شدم
و اگه يه وقت شکست خورديم بتونيم بگيم....

من نه عمری پشت شيشه چون عروسک بودم....نه که خفته بين پرده ها و پولک بودم
من اگر سردار عشقم يا که پاک باخته م......سرنوشتم رو با دستای خودم ساخته م
قصه ها گذشته بر من تا بدونم کيستم....سرگذشتم هر چه بوده من پشيمون نيستم (؟!)
يه زمان عاشق و گاهی توی اغوش هوس...هر چه بوده همه انتخاب من بوده وبس...

و گناه رو گردن کسی نندازيم..هان؟

3-بايد اينجوری عاشق شد..

گاهی سرشار از حقيقت ،گاهی مغلوب گناه
هر چه هستم تو فقط من رو برای من بخواه
من اگر مريم پاکم يا که يک گياه هرز...عشق من به باور های من عشق بورز

مگه نه؟


4-من پر از احساسم...تو پر از احساسی...مگه ميشه قلبمو نشناسی..

5-every time you say you love me..
i can only wish its true...

6- اينا همش حرفه!!!


7- من خيلی عدد هفت رو دوست دارم....راستی اين شعر های شاهکار هم از andy بود..


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:27  توسط کورش  | 

18 سال.....

گفتم شب اپديت کنم سيزده به درتون خراب نشه!!
اميدوارم به همتون خوش گذشته باشه...من که مثل 3 سال گذشته....بگذريم..

1-ديشب اخبار گفت: خاتمی رييس جمهور از يه جانباز اصفهانی که 18 ساله تو کما هست
ديدن کرده...يه خورده فکر کن...ميفهمی 18 سال يعنی چی..؟


ميدنی خونوادش چی ميکشن...18 تا عيد...18 تا سيزده به در...ميدونی چقدر پول دارن ميدن..
بگذريم ..منظورم اين نيست...من ميگم:
حالا اگه اين جانباز عزيزمون بعد از 18 سال از کما بيرون بياد و وضع مملکت و جامعه رو
ببينه به نظرت چی ميگه؟ راضيه؟ اون رفت جنگيد تا ما الان اينجوری باشيم؟
بگذريم...سياسی ميشه و خطرناک! من هم که سياسی نيستم ..پس مطلب دوم..

2-زلزله سونامی  که يادتونه....ميتونی تصور کنی 9 ريشتر يعنی چی؟
شرط ميبندم نميتونی! يادت نره تهران هم زلزله ميآد...دير يا زود...بالای 7 تا...
ولی نميخوام اينو بگم! بعد از سونامی يکی از حاج آقا ها گفت که اين زلزله بلای اسمانی
بوده! چون مردم اون مناطق اخلاق و دين و ايمون درست حسابی نداشتن! همش لخت بودن!!
حالا يکی نبود بپرسه تو بم هم مردم لخت بودن!!!!؟

3- توی سريال خوش غيرت ميگفت.....نخل های بی سر بارشون غيرته و شرف دارن
به نخل های با سر که بارشون خرماست! کاش همه نخل ها بی سر بودن! ...جالبه نه؟


4-گر چه از تو ،يه جوابم نگرفتم اين همه سال(4 سال)
مينويسم يا نوشتم ،هر چه بود حال و احوال(وبلاگم)
نامه بر باد،نامه بر آب،نامه های بی جواب....
به نشون و اسم اون که اومد و رفت مثل يه خواب...

۵-نميدونم سريال دوباره زندگی رو تو عيد ديدين يا نه...کاری به سريالش ندارم! اسمش رو ميگم
وقتی آخر سريال مينوشت دوباره زندگی.. و اون آهنگ بی کلام رو ميزد يه حس غريبی بهم
دست ميداد...چدن بار با خودتون تکرار کنيد..
دوباره زندگی...دوباره زندگی...دوباره زندگی....
اثر کرد؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:26  توسط کورش  | 

سرنوشت..

 

سرنوشت..


اينم اولين نوشته من در سال جديد..
بچه ها شما ها به سرنوشت اعتقاد داريد؟
داشتم آلبوم جديد منصور رو گوش ميدادم يه جا ميگه:

اشتباه های من و تو ، تقصير آسمون نيست (؟)

نميدونم....تقدير و سرنوشت شده بهانه ما برای همه چيز..
ما يه ترم با استاد معارف تو دانشگاه دعوا کرديم که سرنوشت و تقدير قضيه ش چيه..
استاد هی ميگفت خدا ميدونه که چی قراره بشه ولی اين دليل نيست که همه چيز از
قبل تعيين شده باشه...يعنی جبری در  کار نيست..
استاد هر چی گفت ما که نفهميدم و قبول نکرديم منظورم کل بچه هاست.
اگه از قبل معلومه که قراره چی بشه  که هيچی ديگه دست ما نيست ولی اگه معلوم نيست
و دست خودمونه پس اين قسمت و سرنوشت ديگه چه صيغيه ؟
نميدونم والا! شما فکر کنيد و نظرتون رو بگيد! راستی يه نظر سنجی در مورد سرنوشت
به جای نظر سنجی قبلی گذاشتم ستون سمت راست وبلاگ اون پائين..لطفاً شرکت کنيد!

راستی نظرتون در مورد اين چيه؟

سرنوشت را نميتوان از سر نوشت (؟)

 

راستی اگه آلبوم های جديد امسال رو ميخوايين به اين وبلاگ يه سر بزنين

www.hanet.persianblog.com

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:25  توسط کورش  | 

هفت گانه برای عيد چهارم


 

اين سال هم با همه خوبی و بدی هاش تموم شد..

اينم سفره هفت سين ما ...البته نصف و نيمه!


  • 1-وفادار هم چهارمين عيد رو بدون عشق جشن ميگيره...اونهم تنهايی!

  • بچه ها تبليغ های هندی کم سونی رو ديدين؟ ميگه:
    زندگی دکمه بازگشت ندارد....خيلی تبليغ جالبيه!
    بياين بشينيم فکر کنيم به کارهايی که در اين سال کرديم....اگه دکمه بازگشت بود
    و به عقب برميگشتيم باز هم همين کارهايی رو ميکرديم که تا حالا کرديم؟
    اگه نه ، پس واسه امسال دقت کنيم که سال ديگه اين طور نشه.

  • 2- يک بزرگی گفته: طبيعت معشوق همه کسانی است که از معشوقان ديگر سرخورده ند.
    الان که بهار اومده تا ميتونيد به دامان طبيعت بريد! نظرتون چيه؟

  • 3- بهار باز هم ميآد عشق رو ميآره....هوای بهار خود به خود ادم رو عاشق ميکنه!
    خيلی مواظب باشيد! البته من ميگم:
    بهار وقتی بهاره که بوی تو رو داره....وگرنه مثل هر سال خزون انتظاره
    نظرتون چيه؟

  • 4- خيلی ساده هست ولی خيلی هم موثر ه!    گاهی به آسمان نگاه کن!

  • ۵-من دارم بهار بهار...ميبازم به روزگار .....شما چی؟
  •  
  • ۶-منو به بازی ميگيرن...عقربه های ساعتم
    برگه ی تقويم ميکنه...لحظه به لحظه لعنتم....
  • شما چی؟
  •  
  • ۷-حالا ميفهمم چرا کسی ککش هم نگزيد وقتی من شکستم آخه:

  • از خواب نميپره کسی....وقتی که برگا ميريزن
  •  
  • تو اين هجوم بی کسی...پروانه بودن اشتباس...نظرت چيه دوست من؟


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:24  توسط کورش  | 

موزيک و رقص!
 

   

موزيک و رقص!

يه بحث جالبه! رقص و موزيک!
واسه عوض شدن حال و هوای وبلاگ!



اول رقص! نظرتون در اين مورد چيه!
 والا يه زمانی اين واسه من مشکل شده بود!
همش گير ميدادن که تو بايد برقصی!! بابا به کی بگم بلد نيستم! خلاصه به زور ما رو
ميفرستادن اون وسط! ( دوران عاشقی...الان که هيچ نميرم که مجبورم کنن!) من هم
يه خورده نرمش ميکردم!! ورزش ميکردم تا اينا راضی بشن من بيام بشينن!
بدبختی اين بود که مثلاً ميرفتيم شمال...لب دريا...اونجا که نميشد دخترا برقصن!
من و پسر دايی هام ميشديم مضحکه! که بريم برقصيم!
حالا بگذريم اين خارجی ها که رقص خوراکشونه! ما هم فکر کنم داريم راه اونا رو ميريم!
علما ميگن که حرامه من هم يه جورايی موافقم..
ولی وقتی اونا رو ميبينم که چقدر شادن و ما چقدر افسرده! فکر ميکنم
شايد رقص بد هم نباشه مخصوصاً تنهايی!
به نظر من ميتونه مثل يه سوپاپ عمل کنه! وقتی داری از غصه ميترکی! يه خورده
از فشاری که روته کم ميشه! من اين روزا خيلی داغونم گفتم دو تا آهنگ شاد بزارم
شايد حالم بهتر شد...ای بد نبود يخرده خنديدم!شايد اگه ميرقصيدم حالم
بهتر هم ميشد!
از خيلی ها پرسيدم وقتی نا راحتن چه کار ميکنن گفتن اهگ غمگين گوش ميدن!
حالا من يه بار بر عکس امتحان کردم بد نبود! شما هم امتحان کنيد!

منتظر نظر و تجربه شما هستم!

 

راستی يه پيشنهاد....بياين آهنگ ها ی قشنگ از خواننده هايی که معروف نيستن رو به هم
معرفی کنيم تا همه لذت ببرن!
 
 
و....ويديو کليپ فراری از منصور
 --> D o w n l o a d <--
 
برای دانلود راست کليک کنيد و save target as رو انتخاب کنيد.کسائی هم که اون برنامه
قسمت خدمات رو دارن....download with get right رو انتخاب کنن
 
راستی من قبل از عيد باز هم اپديت ميکنم! روز عيد يا قبلش!


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:23  توسط کورش  | 

من و انگشترم!

اول يه خبر بدم که مثل خبرنگار ها بعضی از عکس های پست ها رو خودم ميگيرم!
يعنی دوربين ديجيتال! اينم اولين عکس از انگشترم! زياد خوب نشده! ولی بد نيست!
 

من و انگشترم!
من و اين انگشترم يه ماجرهايی داريم واسه خودمون!

راستی اين سيستم لينک درست ميشه! لينک منو ور نداريد ها!


قضيه بر ميگرده به همون 4-5 سال پيش..وقتی ديگه خيلی عاشق شده بودم!
رفتم واسه خودم يه حلقه خريدم! نقره...رو نگينش هم دادم اول اسمش رو حک کنن!
اولا قايمش ميکردم کسی نبينه ! آخه همون انگشتی کرده بودم که موقع ازدواج حلقه
رو ميندازن! آره ديگه مثلاً خودم رو نامزد کردم!!! ( آرزو بار جوانان عيب نيست!)
بگذريم.. يه روز که دسته جمعی رفته بوديم پيک نيک فرحزاد کنار هم نشسته بوديم که
يهو انگشتر رو تو دست من ديد!! خنديد و گفت  واااواوو! (يه همچين صدايی!)
اينو کی دستت کرده!!!؟ بعد از دستم در اورد! نگا کرد ! مثل اينکه پسنديد!! ( مبارکه!)
بعد خودش کرد تو همون انگشتم! ( اخ جون ن ن ن...مبارکه به پای هم پير شيد!)

حالا چند سال ميآيم جلو! شروع دلشکستگی مصادف بود با شکستن انگشتر!
يه جوری شکست که ديگه نشد تعميرش کنم! ( مثل دلم) مجبور شدم يکی ديگه
مثل همون بگيرم! نميدونم چرا هم شکست!
بعد اينکه کمی بحران روحی رو رد کردم...دوباره وارد بحران شدم! ( همين اين بحران کنونی!)
اين بار ولی چون خفيف تر بود انگشترم ترک ور داشت! ولی تونستم تعميرش کنم!!
ولی باز هم چند وقت يه بار سياه ميشه!! بايد تميزش کنم!( مثل گريه کردن واسه دلم)

خلاصه فکر ميکنم يه جورايی اين انگشتر شده نماد عشقم!
به نظر شما انگشتر يا هم چين چيز هايی ميتونن نماد بشن و بشه از روشون
پيش بينی کرد؟

شما همچين نماد هايی دور و برتون داريد؟

راستی بچه ها دوتا خواهش دارم : 1- اينقدر تند تند اپديت نکنيد! 2- اينقدر شعر و متن ادبی ننويسيد
آخه وبلاگ هامون داره ميشه مثل ستون شعر روزنامه ها! حرف دلتون رو بنويسيد! حرف هايی
از جنس ديگر! تازه بيشتر ميشه در مورد اين حرفا نظر داد!
 
اين ويدو کليپ هم واسه اونايی که سرعتشون خوبه ! بقيه هم به قسمت خدمات وبلاگ نگاه کنن ...ميتونيد خورد خورد دانلودش کنيد! از دستش نديد!!!

برای دانلود راست کليک کنيد و save target as.. رو انتخاب کنيد

دارم ميرم به تهران

andy

16.1 مگابايت

3/03 دقيقه

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!


     

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:23  توسط کورش  | 

مادر...

عکس در اندازه بزرگ


قبل از اينکه مطلب امروزم رو بگم يه چيز بگم کف کنيد!

ميدونستيد رکورد پرش سه گام ايران 31 ساله که شکسته نشده بود!
و اين رکورد متعلق به کسی نبود جز....فرامرز اصف!!!...بله همون خواننده لوس انجلسی
و اين رکورد به تازگی بعد از 31 سال!!! شکسته شده!
من چيزی نميگم شما بگيد!

سرويس لينک هم درست شده و از 2 روز ديگه مجدداً در خدمتيم!

بگذريم...گفتم بعد چند وقت دوباره يه شعر تو اين وبلاگ بنويسم..

 

اين شعر رو آندی برای مادرش خونده....وقتی مادرش تو انگليس مريض بوده...
من معمولا با شعر های که واسه مادر ميخونن حال نميکنم! ولی اين يه چيز ديگه س..
بخونيد ببينيد نظر تون با من يکيه يا نه..

راستی اگه بخوايد يه جمله به مادراتون بگيد چی ميگيد؟

من که ميگم.....رفيق بی کلک مادر!

 

آهنگ رو با ريتم ملايم و غمگين بخونيد!

 

نامه هاتو من....تا سحر خوندم...
خسته از درد غربت چشم به رات موندم...
سر به روی نامه هات من خوابتو ديدم...
نامه هات رو من...خيلی دوست دارم..
مينويسی جان مادر من چه کم دارم...
تا تو رو دارم مادر من چه غم دارم؟؟؟

مادرم غربت چرا...تو رو کرد از من جدا..
مادر..مادر... تو رو من کم دارم بيا....
بی تو من غم دارم بيا...
مادرم ای مهربون...با دل من همزبون
مادر...مادر...ميدونی که برات تنگه دلم
بی تو غم شده آهنگ دلم...
آاه...

ياد تو دمسازمه...گرمی اوازمه..
مادر...مادر...ندونستم قدر تو رو...نکنه که نبينم تو رو...

آاه....
مادرم تنگه دلم...نگو از تو غافلم..
تو رو من به خدا ميسپرمت....ميدونی که چه قدر دوست دارمت..

مادر...مادر...مادر...

فکر کنم به کسايی که مادرشون از شون دوره يا خدای نکرده مريضه خيلی چسبيد نه؟

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 


     

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:22  توسط کورش  | 

زلزله و زلزله!

 

 

عکس در اندازه بزرگ

 

ميدونيد که باز هم کرمان زلزله اومده...اين بار زرند..
ديشب داشتم تلويزون ميديدم...يه حاج آقا يه چيزايی ميگفت که بد نبود!

1- اين زلزله ها که مياد پشت سرش يه زلزله ديگه هم ميآد! اونم تو قلب های ما!
نظر شما چيه؟

2-ايمان با بلا رابطه مستقيم داره! يعنی ما که بلا زياد سرمون ميآد ايمانمون زياده..؟
نظر شما چيه؟

3-خدا اين سختی ها رو ميذاره که ما به يادش باشيم! يادمون نره که خدايی هم هست...
نظر شما چيه؟

4-اين داستان آموزنده رو هم گفت:
يه روز يه مرده داشته تو بيابون راه ميرفته! يه مار ميبينه! دنبالش ميکنه!
اين مار ميره تو دهن يه مرده که اونجا خوابيده بوده!! يارو با خودش فکر ميکنه
اگه اين بابا رو بيدار کنم بگم مار خوردی که سکته ميزنه ميميره! اگه هم بيدارش نکنم
مار تو شکمشه ميکشدش! خلاصه فکر ميکنه...
يارو رو بيدار ميکنه! شروع ميکنه به زدنش!!! ميگه چرا ميزنی؟ جواب نميده!
ميبردش به زور ميگه اين ميوه گنديده ها رو بخور! يارو هم مجبور ميشه! بد خودش
سوار اسب ميشه! يارو رو با شلاق ميزنه تا راه بره و بدوه! خلاصه يارو اينقده ميدوه
تا بلا ميآره! ماره هم از شکمش ميآد بيرون! بعد مرده ميگه ديدی من کاريت نداشتم
ميخواستم کمکت کنم! به نفعت بود!

نتيجه: هر چی بدبختی ميکشيد به نفعتونه!
نظر شما چيه؟

5-ممکنه همه اينا واسه دلگرمی زلزله زده ها و يا واسه توجيه سهل انگاری ها باشه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:21  توسط کورش  | 

اون دنيا ..؟

بچه ها تا حالا فکر کردين وقتی مرديم اون دنيا چی ميشه؟
اصلاً اون دنيا هست؟
ميان جدامون ميکنن ميگن مسلمونا اينور بقيه اون ور...؟
چه ميدونم والا...
يه رفيق ميگفت اون دنيا خودتون رو ميکنن قاضی! اون وقت
بی طرف بايد قضاوت کنی که خودت خودت رو آدم خوبی ميبينی
يا نه....نميدونم بعضی وقتا از اين فکرا ميآد تو سرم....شما چی؟

جواب خودتون رو چی ميديد؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:20  توسط کورش  | 

درس هايي از shrek!

 

 

 

من که خيلی از اين عکس خوشم اومد! شايد بعدن يه پست در موردش نوشتم!

اگه ميخوان عکس رو گنده ببينيد اينجا رو کليک کنيد!

 

اول از دوستان تعبير کننده خوابم تشکر ميکنم و حالا..

 

بچه ها شرک 2 رو ديدين؟ من تازه ديدم کلی هم چيز ياد گرفتم! نگا...

درس اول:بچه ها خوشگلی زياد هم باعث درد سره! هر چيزی اندازه ش خوبه
مگه نه؟...نظر شما چيه؟

درس دوم: عشق زوری نميشه.....حتی اگه دو نفر از هر جهت به هم بخورن
برای اينکه بتونن خوشبخت بشن بايد تو زندگيشون عشق باشه و اين چيزيه
که زوری نميشه.....( همين ازدواج های اجباری که ميگن ما صلاح شما رو ميخوايم
بعدن از هم خوشتون مياد!)...راستی انگليسی ها ميگن: تو ازدواج کن عشق خودش
به وجود ميآد!....همين قدر ميفهمن ديگه!.....نظر شما چيه؟

درس سوم: خيلی وقت ها بايد فداکاری کرد....وقتی ميبينی کسی ديگه ميتونه
عشقت رو خوشبخت کنه بايد کنار بکشی.....(؟)....مگه هدف غير از اينه...
نظر شما چيه؟

درس چهارم: بعد از ازدواج لازم نيست خودتو تغيير بدی! چون علف به دهن بزی شيرين
اومده!...البته اينو مطمئن نيستم!....نظر شما چيه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:19  توسط کورش  | 

يک خواب مهم!

 

  

 

 

بچه ها اين خواب رو تازه ديدم شما بخونيد واسه م تعبير کنيد

خواب ديدم من و عشقم نشستيم يه جايی و مثل اينکه بعد از مدتها ديده بودمش
چون داشتم شيرين زبونی ميکردم....! يهو يه 200 تومنی گذاشت کف دستم!
گفتم اين چيه..؟ گفت يه بدهی قديمی!...بهم بر خورد و ناراحت شدم و با
دلخوری گفتم باشه اينم رو بقيه....
ديد ناراحت شدم گفت ناراحت نشو..من هم ناراحت ميشم....گفتم: اشکال نداره
اينم رو بقيه! بعد سرم رو لای دستام قايم کردم و بی صدا گريه کردم...
بعد اومدم بگم که: يه چيزی هست که هيچ وقت نشد بهت بگم...ميخوام بگم دوست
دارم ....
که اون پيش دستی کرد و نذاشت من حرف بزنم گفت...بذار يه چيزی رو
برای آخرين بار بهت بگم...گفت:
خدحافظ!!
احساس کردم داره گريه ميکنه و ميره.....بعد صدای امبولانس رو شنيدم
و چند نفر که داشتن مياومدن طرف من..!
آره  من مرده بودم!

من فکر ميکنم يه بار ديگه ميبينمش و ميميرم!

البته فکر ميکنم که اونم منو خيلی دوست داشته ولی نشده...

نظر شما چيه؟

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:18  توسط کورش  | 

خوشگلي!
 

نميدونم اين مطلبی رو که ميخوام بگم چه جوری بگم!

وقتی ميرن با جوونا مصاحبه ميکنن که ملاک های شما برای ازدواج چيه؟
همشون ميگن صداقت...عشق...نجابت و....فقط بعضی ها روشون ميشه
که بگن زيبايی هم يکی از ملاک ها مونه!


در مورد اين ملاک شما نظر بديد! من که نظرم معلومه!


اما يه چيز ديگه ميخوام بگم...
زيبايی امری کاملاً نسبيه! شک نکنيد!! الان توضيح ميدم...

 

 Click to view full size image

 

آقا يکی از اين پسرای همکلاسی ما عاشق يکی ديگه ميشه! آره خلاصه
وقتی صحبت ميکرديم خيلی گلوش گير بود! ميگفت که طرف خيلی خوشگله!
ولی من هر چی اين همکلاسيمون رو که اين رفيقمون  ميگفت نگاه ميکردم
اصلاً به نظرم خوشگل نميومد! باور کن
حتی  به نظرم زشت ترين دختر کلاس
ميومد!....حالا ميفهمين چرا ميگم زيبايی نسبيه؟

يه چيز ديگه....اون وقتا ( اوه چند سال پيش!) وقتی آلبوم عکس های عشقم
رو ميديدم ...يکی از عکس های چند سال قبلش رو ديدم! باور نميکردم خودش باشه!
يعنی اولا خوشگل نبوده!....حالا منظور چيه؟ اها....ببين بعضی ها فقط به خاطر زيبايی
يه نفر باهاش ازدواج ميکنن ! و بعضی ها بر عکس فقط چون زيبا نيست باهاش ازدواج
نميکنن!...اينو گفتم که بدونن اولاً همه زيبا هستن ممکنه به چشم من يا شما زيبا
نيان! دوماً همونی که فکر ميکنی خوشگل نيست يه روزی چنان دلت رو ميبره!!!
پس کاری نکن که پشيمون بشی!

 

اين بيت هم به عنوان حسن ختام.....

 

پيش چشم عاشقم ، هيچ کسی( خوشگلی!) يارم نميشه.....
ماه و خورشيد روی هم موی نگارم نميشه....

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:17  توسط کورش  | 

هدف...؟


 

 

 

  

 

 

آخر اين راه کجاس....هدف چيه؟

 

راستی بچه ها تا حالا فکر کردين هدفتون تو زندگی چيه؟


لطفاً نگين تکامل و از اين حرفا....هدف واقعيتون رو بگيد.....

من که يه زمانی هدف داشتم!

دوست داشتم درس بخونم ...به يه جايی برسم که بتونم

 خودم و اون رو خوشبخت کنم اما حالا....

هر چی فکر ميکنم ديگه هدف مهمی برای خودم نميبينم!


همينجوری درس ميخونم که اونم به زودی تموم ميشه!

 بعد هم شايد رفتم سر کارو سرم گرم شد و ديگه وقت اين فکر ها رو نداشتم!!


خلاصه هر روز مثل ديروز و يه زندگی تکراری....

 

وضع شما چه طور ه؟

 
 

راستی نظرتون در مورد عکس هايی که ميذرام چيه؟
 کلی دنبالشون ميگردم تا مثلاً متناسب با موضوع باشن!

کامنت شما نشانه حضور شما او باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:10  توسط کورش  | 

انواع دوست داشتن؟

 

لوله آبمون داره ميترکه! کسی لوله کش آشنا نداره؟

بگذريم....

ببينيد بياين رو راست باشيم اين مسئله رو درست حسابی روشن کنيم!

من يکی که نميفهمم ! بقيه پسرا رو نميدونم!
اين قضيه برادری و ازدواج رو روشن کنيد واسه من!

 

يه عده ميآن ميگن من اين پسر رو مثل برادرم دوست دارم ولی نميتونم
بهش به چشم مرد زندگيم نگا کنم( هيچ عيب ديگه ی هم نداره)!
آخه چرا...؟؟؟؟؟
اين دوست داشتن مثل برادر مگه منافاتی با ازدواج داره؟


شايد ايراد يه چيز ديگه س و اين برای پا پوش ساختنه...؟ نميدونم
چون اين مشکل برا من پيش اومده نميتونم زياد در موردش حرف بزنم
احساسی ميشه!

يه چيز ديگه....قضيه همون شب عروسی....چه جوری به اين برادر ميگين
که شرمنده من دوست دارم ولی نميتونستم بهت به چشم مرد زندگيم نگا کنم؟


نه واقعاً ميتونين اينو بگين؟

باز حالا اين دخترا خوبن....ماشالا پسرا که خجالت و ..حاليشون نميشه!


رک ميرن ميگن باهات حال نکردم! اين يکی بهتراز تو هست!...

حالا حرف حسابت چيه؟؟
ديگه نميزارن کار به شب عروسی بکشه!

 

راه حلی که خودم کشف کردم! اينه که ما چند جور دوست داشتن داريم
دوست داشتن خواهر برادری....دوست داشتن زن و شوهری
...دوست داشتن چند روزه!
دوست داشتن همه + شما! و کلی دوست داشتن ديگه!

 

لطفاً اينو تو کامنت نگيد مال خودمه!

يه دقه صبر کنيد......پسرا اين ور( طرف من) ...دخترا اون ور.......حالا دعوا!!!

 

کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:9  توسط کورش  | 

قدمگاه...

  

 

باز من رفتم فيلم ديدم جو گير شدم!


رفتم فيلم قدمگاه رو ببينم چون تو تبليغ هاش يه چيزی بود
که بد جور کنجکاوم کرده بود برم ببينم قضيه چيه!


خلاصه....داستان فيلم رو نميگم! خودتون بريد ببينيد!


ولی يه جا هست که پسره ميره عروسی اونيکه دوسش داره!
وقتی ميآد تو همه ساکت ميشن! ميره با داماد رو بوسی ميکنه!
بعد هم ميره ميشينه! يه بشقاب ميوه هم ميدن دستش!
دوباره بزن و بکوپ!


تازه اين عروسی روز ميلاد امام مهدی هم بوده بعد اين قهرمان ما
هم جو گير ميشه به افتخار عروسی ميره علم رو ميگردونه!

 

حالا شما.....( اونايی که ممکنه همچين اتفاقی براشون بيفته)
اگه برين عروسی اونيکه عاشقش هستين چی کار ميکنين؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اگه از من ميپرسين ! من که لازم نيست فکر کنم! چون در جا انفارکتوس ميزنم
ميميرم!( انفارکتوس يک بيماری قلبی است!( سکته قلبی)...)

هان.. شما باشين مثل اين يارو! عمل ميکنين؟؟؟

 

نکته بعدی اين فيلم اين بود که....عروس قبلش ميگه ....من چه جوری
تو چشاش نگاه کنم..
من دارم عروسی ميکنم....

اينو خانوما بگن!......چه جوری تو چشاش نگا ميکنيد؟؟
من چه جوری تو چشاش نگا کنم؟؟؟؟


حالا خودمونيم ها....عجب وبلاگ قاراشميشی شده!
شده هر چه ميخواهد دل تنگت بگو!....ورزش ..سينما....عشق!و...و..و..

 

 


کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی ماست!

 

کامنت يکی از دوستان:

everblue

يكشنبه، 27 دى 1383، ساعت 9:52

ببين پسر خوب! تو که زحمت کشيدی و اين فيلم رو رفتی ديدی بيشتر توش دقت ميکردی... تو اون صحنه که کنار آتيش بود يادته؟ داشت دعا می‌کرد. برای همه دعا کرد و وقتی به خودش و حنانه رسيد و اومد دعا کنه که به‌هم برسن پشيمون شد و گفت اميدوارم هرچی خيرشه پيش بياد... يادت اومد؟ به اين ميگن عشق واقعی. يعنی اونقدر دختررو دوست داره که می‌خواد هر چی به صلاحشه براش پيش بياد! وقتی ميفهمه که دختره ميخواد با اون پسر ازدواج کنه اول خيلی ناراحت ميشه و کاملا هم نشون ميده. حتی آخر فيلم گريه می‌کنه و از اينکه به دختره نرسيده ناراحته! ولی اونقدر اعتقادش قويه که نمی‌گه چرا؟ ميگه حتما اينجوری خوشبخت ميشه! بعد هم اونقدر روح وسيعی داره که مياد تو اون عروسی! مطمئن باش اين شخص در نهايت کاملا خوشبخت ميشه! چون از خود گذشتگی داره و به اين ميگن عشق واقعی! ما آدما چند تا چيز رو نداريم: از خودگذشتگی... صبر...اعتقاد قوی. اينايی که گفتم شعار نبود... خود من دقيقا تجربشون کرده‌ام و همونطور که تو وبلاگم ديدی الان واقعا خوشبختم... البته بعد از تحمل سختيها... اگه واقعا باانصافی اينايی رو که گفتم به ادامه مطلبت اضافه کن.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  flashsample.persianblog.com

 

راستی چرا دخترا سؤال دوم رو جواب نميدن؟

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:9  توسط کورش  | 

خواستگاري.....

 

 

 

 

رفتم خونه همسايه مون خواستگاری.....
گفتن نميدن دخترشونو... امون از بد بياری..


گفتن که تو يه دانشجويی مگه نه؟........
برای زن گرفتن تو جوونی! مگه نه.......؟


گفتن که بايد حرفاتو با ما بزنی............
رسم زن گرفتن رو ميدونی مگه نه......؟


گفتن چی چی داری...مهريه بزاری؟.....
خرج اين عروس رو بگو از کجا ميآری.....؟


گفتن خونه داری؟ گفتم که ندارم.........
خرج اين عروس رو بگين از کجا(م)! بيارم؟


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچی ندارم........


ندارم که ندارم......ندارم که ندارم.......
ندارم که ندارم....خوب ندارم که ندارم.....

ولی من معنی عشق رو خوب ميدونم....
واسه يارم ميگذرم از دل و جونم.........


هزار آرزو دارم و جوونم.............
کی ميگه عيبه که من اوازه خونم.......


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچی ندارم........


چرا هيچ کی از وفاداری نپرسيد.....
.از من و عهد من و ياری نپرسيد...............؟


تا بگم که اشتباهتون همينجاست.......
عشق من بزرگترين ثروت دنياست......


زحمتکش و پاکم....من درستکارم......
جز اين دل عاشق،من هيچی ندارم........

 

 

تفسيرش با شما؟

 


کامنت شما باعث دلگرمی ماست!....

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:8  توسط کورش  | 

يک جمله

سر نوشت را نميتوان از سر نوشت......؟؟

نظر شما چيه؟

 

من اين روزا خيلی احساس تنهايی ميکنم..خيلی...

چند روز ديگه داره ميره تو  4 سال که نديدمش....

 

به شهر عشق نميرم بی تو هرگز....

نشم عاشق ، بميريم، بی تو هرگز...

 

 

 

 

 

يک بزرگی ميگه...

در زندگی حتماً بايد عاشق چيزی بود....کاری...پولی...زنی...

وقتی فکر ميکنم هنوز اين همه سال رو بايد تنها بمونم دلم ميگيره...

بگذريم امروز استاد ادبيات يه شعر خوند که خيلی قشنگه و وصف حال من

بد نيسّت شما هم بخونيد

 

رفتم بر آن دلبر همچون مه نو.......گفتم که دلم پيش تو مانده گرو

صد دل ز خم طره گيسويش ريخت....گفتا که دلت بجوی و بردار و برو!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:7  توسط کورش  | 

دختر بد!


  

اگه من از اون دخترها بودم...!

اين دفعه ميخوام اساسی دعوا راه بندازم!!!


يه نکته ديگه هم در مورد پست قبلی يادم اومد...
تو کلاس وقتی يه دختر عطسه ميکنه همون ضايع ها ميگن عافيت باشه ! ولی اگه من
خفه هم بشم سره کلاس هيچ کدوم چيزی نميگن!!


خواهش ميکنم اول يه نفس عميق بکشيد! بعد هم به هيچ کس بر نخوره لطفاً!

اين شما و اين دختر بد!

 

اگه من از اون دخترا بودم...فقط مانتو سفيد ميپوشيدم يا ابی نيلی( من اين رنگ رو خيلی
دوست دارم ولی به اين خاطر نيست!) يا به عبارتی مانتو شيشه آی!
اين بعضی ها اينقدر بی ريان که ظاهر و باطن پيداس خلاصه!

بعد تو زمستونا لباس تنگ تنگ ! ميپوشيدم که سرما نخورم يه وقت!
تابستونا هم لباس کوتاه کوتاه چون هم پارچه گرونه هم گرمه ديگه!
حالا شما بگين تنگ و کوتاه ديگه چه صيغه ی!؟

مو ميبافتم اين هوا! تا از زير مقنعه تا ....بياد!

همچين صورت رو سفيد ميکردم.تووپ..بتونه کاری !همه چاله چوله هاش

 رو هم پر ميکردم!اينقدر هم چی و نميدونم چی ميماليدم به صورتم

 که دست بزنی تا ارنج بره تو روغن!

 

کفش ميپوشيم که پاشنه ش نيم متر رو شيرين به قدم اضافه کنه!

يه کيف دستی قرمز هم پر لوازم ارايش هم هميشه همرام بود...بالاخره لازم ميشه!

 

تا ميفهميدم يکی نگام ميکنه لبخند ميزدم اينجوری!

 

صدام رو نازک ميکردم خفن!

 

با صدای بلند تو جمع ميخنديدم....آی حال ميده...

 

يه جوری مينشستم که....بماند!

 

تو مترو هم عينک افتابی ميزدم!!!!!

 

اوه....کلی چيزه...ولی چون واسه پسرونه ش کمتره.نمينويسم که عدالت برقرار بشه!

 

در ضمن زياد جدی نگيريد!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:6  توسط کورش  | 

پسر بد !

 

 

خووووووووب....امروز اومدم قصابی کنم!

گفتم اول پسرونه بنويسيم که نگن چرا به دخترا گير ميدی!

و دخترا امادگی قصابی شدن رو پيدا کنن!

 

اين شما و اين پسر بد!

 

 

نه واقعاً چرا بعضی ما پسرا اينقدر ضايع هستيم؟

 

1- مثلاً تو دانشگاه.....اين دوست ما نشسته با يه همکلاسی دختر ما

درد و دل ميکنه! من رد ميشم ...سلام...از ديوار اگه صدا در اومد از ايشون هم آره

آخه ذليل بدبخت!

 

2-بعضی وقتا تاکسی رو نگا ميکنم....ميبينم صندلی عقب خاليه!

ولی صندلّی جلو....پسره با gfش سفت و سخت تو اون يه ذره جا نشستن

و دختره بدبخت داره تو در له ميشه!!!

 

3-هيچ توجه کردين تو دانشگاه وقتی کلاس ها تموم ميشه يه عده پلاسن

تو دانشگاه؟اينا منتظر ن که ما مزاحم ها بريم تا راحت باشن!

 

4-من نميدونم چرا ما پسر ها هميشه ته کلاس ميشينيم!شايد چون کميم نه؟

شايد هم........................(چشم چرونی آره؟)..

اين يکی تيغش اول به خودم ميخوره!

 

5-تاکسی يادتونه....بعضی وقتا هم ما به جای تنگ نشستن دوست داريم

 گشاد بشينيم افتاد!؟

 

6-من نميدونم چرا بعضی از ماها داريم با يه دختر حرف ميزنيم اينقدر قيافه مون

خنده دار ميشه! نيشمون تا اينجا ! بازه!؟

 

7-ديدين يه عده زير پل هوايی تلپن؟ نگو اين ورق های اهن کف پل از هم فاصله داره

و همچنين چاک مانتو....واااااای....بابا ابتکار...بابا خلاقيت! ميبينی کمبود

امکانات چه کارا ميکنه!؟

 

حالا نظر شما در مورد اين ضايعات چيه؟ اصلاً اينا عيبه؟

 

کامنت شما باعث دلگرمی ماست!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:5  توسط کورش  | 

مد.. !

برادر: کتونی منو چرا پا کردی؟ يالا بده ميخوام برم فوتبال!
خواهر: ا ا ا...من ميخوام برم پارک امروز کتونيت رو ميخوام!!
برادر: يعنی چی؟ مگه خودت کفش نداری؟؟
خواهر: چرا...ولی الان کتونی مده!!
برادر: من مد و اين چيزا سرم نميشه..! ميگی من کفش پاشنه بلند تو رو بپوشم برم
فوتبال؟؟
خواهر: من هم کتونی ميخوام! همه دوستام دارن. پس من چه کار کنم؟
.....و..
خلاصه گيس و سيبيل کشی!

 

حالا نظرتون رو در مورد مد بگيد! والا همين يه کتونی رو داشتيم که اونم
دخترا ازمون گرفتن! حالا باز اين خوبه! آدم يه چيزای ميبينه.....

 

نظر شما چيه؟ رابطه تون با مد چه جوريه؟

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:4  توسط کورش  | 

زن ها چه موجوداتي هستند!!؟

ميگم دلم اسيرته...ميگی که درمون نداره...


پس من هم...


فقط به خاطر تو برای عشقت جون می دم....
معنی ديوونگی رو به آدما نشون می دم.....

 

ميگن کوه به کوه نميرسه ....ادم به ادم ميرسه.
نظر شما چيه؟


بگذريم...

امروز چيز خاصی به ذهنم نيومد برای همين سعی کردم از چيزای که قبلا
تو وبلاگ های ديگه خوندم و به نظرم جالب بودن بنويسيم!
اين دفعه هم گير دادم به زن ها!!...در مورد پست قبلی هم من بيگناهم!
بريد با نماينده خودتون دعوا کنيد!


اين ضرب المثل ها رو بخونيد نظر بديد که زن ها چه موجوداتی هستند!!؟

 

زنان سوژه ضرب‌المثل‌های متعددی هستند و اين مطلب تنها مربوط به ايران نيست.
نگاهی داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌های مختلف جهان:


انگليسی:
زن شری است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چيزی است که نمی‌داند.

هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشدخوشی از در و ديوار می ريزد.

استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.


فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود.


آلمانی:
کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام می‌دهد.
وقتی زنی می‌ميرد يک فقته از دنيا کم می‌شود.
کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است


يونانی:
شرهای سه‌گانه عبارتند از:آتش، طوفان، زن.
برای مردم مهم نيست که زن بگيرديا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

گرجی‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.


ايتاليايی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويی را ستايش کن اما زن نگير.

نظر خودم!

در دنيا فقط دو چيز زيبا وجود دارد؛ زن و گل

فقط يک زن ميتواند يک زن را فريب دهد!
همه فتنه ها در اين سه چيز خلاصه ميشود: زن ؛زور ؛ زر( 3 ز!)
زن بلاست...الهی هيچ خونه ی بی بلا نباشه!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:4  توسط کورش  | 

پرواز

 

 

از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی

امّا خورشيد ميتابه مثل  يه روز عآدی

چه طور هنوز پرنده داره هوای پرواز

چه طور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز

مگر خبر ندارن تو رفتی از کنارم

چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم

به چشم خسته من اسمون از سنگ شده

لعنت به اين تنهائی دلم برات تنگ شده

افتاب نشسته روی گل هايه سرخ قالی

 خيال تو کنارم تو اين اطاق خالی

عطر تنت پيچيده توی اطاق خوابم 

با تو چه جون گرفته ترانه های نابم

از تو هزار تا قصه چه جاودانه ساختم

قلب پر از غرور رو چه عاشقانه باختم

....................

................

شبها با ياد عشقت به قتل خود نشستم

صد بار ازت بريدم صد بار ازت شکستم

اسمت به رويه لبهام تويه ترانهامه

بقض گرفته عشق تو غربت صدامه

قلب پر از سکوتم دلتنگ از اين جدای

بی تو ببين چه سرده تابستون تنهائی

...........

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:3  توسط کورش  | 

طنز تلخ

   

يه جنونه ميدونم....دوا و درمون نداره...

يه تب تنده که پاييز و زمستون نداره....

عاشقی دردسره....اما تو باور نداری...

دل که تو سينه نلرزه سر و سامون ندااااره...

کی ميتونه مثل من..به گريه هاش دروغ بگه...؟

يه نفر نيس به من ساده بگه بسه ديگه...بسه ديگه...

 


نميدونم برنامه يکی دو شب پيش [کمر بند ها را ببنديم] رو ديديد يا نه...

موضوعش اين بود که عروس و دوماد رفتن مستقل بشن....

طنز تلخی بود که ميگفت جونای ما

به اين راحتی نميتونن واسه خودشون زندگی تشکيل بدن....

وقتی هم بهشون ميگن خوب زن ميخوای ؟ بايد مستقل بشی!

 دوماد خان هم با غرور ميگه...باشه...ما حاضريم

هر جور سختی بکشيم ولی با هم باشيم....

اون صحنه که روان و شرر! دارن سيب زمينی

و تخم مرغ ميخورن يا تلويزون ندارن....

تازه ميفهمن استقلال يعنی چی!!!


آقا سرتون رو درد نميآرم من هم ميخوام رو به خلاصه نويسی بيارم!

 

اون برنامه به نظر من ميخواست اين پيام رو بده که

گشنگی نکشيدی تا عاشقی يادت بره...

 

نظر شما چيه؟؟؟؟

 


استقلال؟ عشق؟ ازدواج؟ سختی؟.....


 

اين دو تا نکته رو هم بخونيد کف کنيد!

 

 

آيا ميدانستی که زرافه ايستاده وضع حمل می‌كند

 و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمين ميافتد؟

 

اينم طبق سنت گير دادن به زن ها!

 

كلى بود نام او بود حاجى الماس

سه زن بگرفت، شد نصف سرش تاس

ز يك زن بيشتر بردن خلاف است

زن اول به پايت جان فشاند

زن دوم به هر جا مى‏كشاند

زن سوم به قبرت مى‏تپاند!

ز يك زن بيشتر بردن خلاف است

 

اين آهنگ هم داريوش و فريدون با هم خوندن به نام شهيد....

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:2  توسط کورش  | 

سياست و گاو!
 

   

اينم خيلی با هاله..! بخونيدش...ولی اول اين شعر رو!

 

تموم وسعت دلو به نام تو سند زدم...

غرور لعنتی ميگفت بازی عشق رو بلدم...

از تو گله نميکنم ، از دست قلبم شاکيم...

چرا گذشتم از خودم، چرا غرق تاريکيم؟

 

 

 

سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه میدارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.
کمونیسم : دو گاو دارید. دولت هر دوی انها را میگیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.
فاشیسم : دو گاو دارید. شیر را به دولت میدهید. دولت ان را به شما میفروشد.
کاپیتالیسم : دو گاو دارید. هر دوی انها را میدوشید. شیرها را بر زمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند.
نازیسم : دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی میکند و هر دو گاو را می گیرد.
انارشیسم :
دو گاو دارید. گاوها شما را میکشند و همدیگر را می دوشند.
سادیسم : دو گاو دارید. به هردوی انها تیراندازی میکنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید.
اپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.
دولت مرفه : دو گاو دارید. انها را میدوشید بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنو شند.
بوروکراسی : دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه انها هفده فرم را در سه نسخه پر میکید ولی وقت ندارید شیر انها را بدوشید.
سازمان ملل :
دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن انها وتو میکند.امریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو میکنند.نیوزلند رای ممتنع می دهد.
ایده الیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. همسر شما انها را می دوشد.
رئالیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. اما هنوز خودتان انها را می دوشید.
متحجریسم : دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.
فمینیسم : دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی کند.
لیبرالیسم : دو گاو دارید. انها را نمیدوشید چون ازادیشان محدود می شود.
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید. از همسایه ها رای میگیرید که انها را بدوشید یا نه.
سکولاریسم : دو گاو دارید. پس به خدا نیازی نیست

 

 

شما کدوم رو انتخاب ميکنيد؟

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:1  توسط کورش  | 

آينده؟؟؟؟

 

باز هم عصر پنجشنبه و جمعه رسيد....

 و اين دلتنگی و دلگرفتگی که 3 ساله با هامه شروع شد..

يادش به خير گذشته ها....

هميشه اين موقع منتظر بودم که بريم خونه شون يا اون بياد

خونه ما!ولی الان ديگه چی...؟ همش شده فکر و خيال...

زندگی بی هدف شده واسم...

بعضی وقتا به کار و آينده فکر ميکنم....همش نا اميدی....

کار پيدا ميشه؟؟...

يکی از بچه هاحرف خوبی ميزد ..ميگفت

 اون خدای که به اينجا رسوندتمون کار هم برامون می آره!وگر نه

خدا نيست!...حالا مثلاً کار هم پيدا شد بعدش چی؟؟؟..

.واسه چی کار کنم..؟ پول در آرم که چی شه؟

يادش به خير....

اون موقع واسه زندگيم هزار تا فکر و خيال داشتم که چه جوری پول دار شم...

 

خلاصه واسه زندگيم هی نقشه ميکشيدم که من و اون....

.نميدونم شما هم دلتون ميگيره اينجوری؟

به آينده نا معلوم فکر ميکنيد؟ هنوز زندگی براتون معنا داره؟

 هنوز تکراری نشده براتون؟

 

کانت ميگه....

اگر از انسان خواب و اميد گرفته شود بد بخترين موجود روی زمين خواهد شد!

 

خدا کنه هيچ وقت اميدمون رو از دست نديم.....

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:0  توسط کورش  | 

کورش به مدرسه ميرود!

 

 

امروز ميخوام براتون ماجرا ی مدرسه رفتنم رو براتون بگم...


بگذريم از اين که منو کشون کشون !
ميبردن مدرسه..

همه از پنجره نگام ميکردن!!!
خلاصه وقتی رسيدم داشتم گريه ميکردم...

بعد يه شاخه گل بهم دادن..! فا يده نداشت
ديدم پسر همسايه هم که اسمش پژمان بود هم اونجاس...
من که خودم به اندازه کافی شيطون بودم
 ديگه اونم به من اضافه شد وااای...
خلاصه زنگه اول گذشت...

زنگ تفريح که تموم شد ما رو به صف کردن که بريم کلاس
من و دوستم اينقدر سر صف حرف زديم

 که ناظم اومد بهمون گفت بريد خونه تون!
( يعنی اخراج!)...ما که اين چيزا حاليمون نبود!

 از خوشهالی بال در اورديم!
مثل موشک کيف رو ور داشتيم و رفتيم خونه!

 راستی مدرسه هم سر کوچه بود!
مامانم تو کف مونده بود که چرا زود اومدم!...

حالا اين هيچی...روز بعد ما ما نم اومده بود
دنبالم که بريم خونه...دم در وايساده بود...
ديده همه بچه ها رفتن حياط خالی شد!

ولی من نيومدم! ميره از مدير ميپرسه...ميگه رفته
خلاصه دنبال من ميگرده پيدام نميکنه!

 ميآد خونه ميبينه من اونجام!!
کف ميکنه! ميگه کجا بودی تا حالا؟ ميگم خونه!

قضيه اين بوده که تا زنگ خورده من مثل
موشک دويدم و اولين نفر از مدرسه(زندان!)فرار کردم...

وقتی مامان بنده خدا
ميرسه تازه همه داشتن مياومدن بيرون

ولی من خونه هم رسيده بودم!
خلاصه اينه داستان مدرسه گريزی من!

ولی خدايش وقتی يه خورده حاليم شد
از همه با انضباط تر بودم،..

الان هم تا حالا يه غيبت هم تو دانشگاه ندارم!
بسه ديگه سرتون رو درد نميارم...

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:0  توسط کورش  | 

روزی که دوباره شکستم
 

ميدونم چند تا از بچه ها هستن که داستان من

رو خوندن و با غم های من غمناک ميشن...

ولی من جای ديگه ی واسه نوشتن

غم هام ندارم...واسه همين مينويسم

که چه جوری شد که بعد از 3 سال دوباره

شکستم...

 

 

 

والا ديروز سال 5 فوت پدرم بود...مامانش اومده بود خونه ما...

من که خواب بودم!چون andy ميگه.....

بذار تو خواب بمونم ....اگر حقيقت اين نيست....

بگذريم....آدمای ديگه هم اومده بودن...

يه دفعه شنيدم که مامانش گفت...

.فلانی ميگه...(عشق من)اونجا( يعنی خارج)

يه چيزای داره که اينجا نداره...اين جمله يعنی چی؟؟؟ شما بگيد..؟؟

 

يعنی رفته خارج ديگه....بعد هم يکی ازش پرسيد دخترات چه طور ن؟

گفت نامزده.....

اينا يعنی اين که کوروش ارزو به دل ميميره...

 

هر چی ميخواين بگين فقط

نگين که فراموشش کنم چون نميتونم.....

 

 

قربان محبت دوستان خوبم...

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:59  توسط کورش  | 

چاره کار..؟

 

ميدونی....

يه دقه طول ميکشه تا از يه نفر خوشت بياد...

يه ساعت طول ميکشه با يه نفر دوست بشی.....

يه روز طول ميکشه تا عاشقش بشی....

ولی يه عمر طول ميکشه تا بتونی فراموشش کنی...شايد هم نتونی مگه نه؟

 

وقتی يه جات زخم شده و پينه بسته....وقتی داری اون پوستش رو ميکنی...

دردت ميآد ولی اين درد لذت بخشه...ميفهمی که چی ميگم...؟

 

من اين زخم رو نميکنم...ولی همون درد لذت بخش رو دارم...

 

يه بار که خيلی داغون بودم...يه لحظه ..فقط يه لحظه احساس نفرت و کينه کردم...

يک لذت شيطانی بهم دست داد..

ولی با خودم گفتم..

بايد از زهر صبوری سر کشيد....به شراب سرخ کينه لب نزد....

آره اين زهر رو ميخورم ولی ازش کينه به دل نميگيرم....

تو بودی چه کار ميکردی دوست من؟

اگه جوابی براش پيدا کردی

 اين مطلب زير رو هم بخون ببين برای اون هم جوابی داری؟

 

به حق چیزای نشنیده ،

این متن رو توی وبلاگ عنکبوت سیاه خوندم

گفتم بد نیست شما هم بخونین :

اگر شما زن حامله اى را بشنا سيد كه

 در حال حاضر هشت تا بچه ى كور و كچل دارد ،

 آياموافق هستيد كه اين خانم حامله سقط جنين بكند

 تا يكنفر ديگر به كور و كچل هاى اين دنياى لعنتى اضافه نشود ؟

 اين را هم بگويم كه :

 از هشت تا كور و كچل هاى اين عليامخدره ى محترمه ! ،

 سه تا شان كر و لال ، دو تا شان نا بينا ،

 يكى شان عقب افتاده ى ذهنى است

 و خود عليا مخدره هم به بيمارى سيفليس مزمن مبتلاست !

 به نظر شما آيا اين خانم حامله ،بايد سقط جنين كند ؟؟

 

 


اگر شما به سئوال مربوط به آن عليا مخدره حامله پاسخ مثبت داده ايد ،

 

 

 


از تولد بتهوون جلوگيرى كرده ايد !!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:58  توسط کورش  | 

عشق يعنی..


 

کسی به فکر مريم های پر پر.....

کسی به فکر کوچ کفترا نيست...

به فکر عاشق های دربدر باش .....

که غير از ما کسی به فکر ما نيست...

 

 

 

نميدونم شايد براتون تکراری بشه اين مطلب

ولی من عشق رو اين طوری تعريف ميکنم....

 

يه روز مجنون رو ميبين که سگی رو گرفته و داره سر تا پاش رو ميبوسه....

ميگن بهش اخه اين چه کاريه که تو ميکنی...؟

ميگه...

اين سگ روزگاری کوی ليلی بوده است...

 

شايد خيلی رمانتيک و احساساتی و غير منطقی و...باشه...

ولی من عشق اين جوری رو دوست دارم..نظر شما چيه؟

 

مطلب دوم اينه که ديروز اخبار نشون ميداد

 که يه پسره که دختره بهش جواب رد داده بود رفته بود

 اسيد پاشيده بود تو صورتش...

يارو ميگفت پايان تلخ يک عشق يه طرفه..!!

 اخه اين عشقه که بگيم يه طرفه دو طرفه يابن بست!!....

نه شما بگيد...اين چيزی بيشتر از خودخاهی يا...هست؟

با دو سه تا جمله مطلب امروز رو تموم ميکنم....

راستی دارم سوژه کم ميآرم موضوع بديد!

و اگه بعضی قسمت های وبلاگ خرابه بگيد درستش کنم...

مثلا ارشيو رو درست کردم.

 

 

خدا عشق است و اکثران بنده عشقند....

مغزش را پر نکن ! مغزش را باز کن....

قبول کردن حقيقت سخت تر از بيان ان است..( قابل توجه خودم!)

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:58  توسط کورش  | 

فروهر


 

اول اين شعر رو بخونيد....بابا واسه اين شعر کوچولو ها هم نظر بديد!...راستی خبر نامه

پر باری شده ای ول! حال کردم...بيشتر عضو بشيد

 

بی تو نفس کشيدن برای من حرومه.....از تو جدا نبودن هميشه ارزومه
عشق من و تو افسوس قصه نا تمومه....
کاشکی من هم ميگفتم عاشقی کدومه...
برام هر چی ميآره ميگم عيبی نداره ...
خدا خودش رحيمه..
يه روز شادی يه روز غم يه روز زياد و يه روز کم..
خدای ما کريمه...

 

اينم فروهر که قول داده بودم...نظر يادتون نره

 

 

فروَهر

 

farvashiاين واژه درزبان اوستایی « فر وَشی »

 fravartiو درزبان پارسی هخامنشی «فر وَرتی»

    خوانده می‌شود .   fravahrو در زبان پهلوی «فر وَهر»  

فروهر نماد یکی از نیرو های جهان هستی است که در آدمی نیز وجود دارد. این نیرو که سر چشمه اش اهورامزداست ، روشن کننده راه پیشرفت و نیروی پیش برنده و انگیزه دهنده است.

 

 نگاره فروهر در فرهنگ  ایرانی نشانه دو نماد میهنی و دینی می باشد.

 نماد  میهنی  :

از دوران پادشاهی ماد ها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان   نگاره فروهرنشانه نماد میهنی بود ه و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان می دهد که آنرا نماد توانایی ، سر بلندی و فر و شکوه می دانستند و   پرچم های خود را به نما و سیمای شاهین می آراستند.

 

نماد دین زرتشتی :

ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه  آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی ، فرامایگی و والایی است ، هیچ پیکره ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر  بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگر گونی  در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم  بن مایه مینو ی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد.

 

 در نگاره فروهر  دونیروی همیستار(مخالف) " سپنتامینو" ( نشانه خوبی) و"انگره مینو" ( نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو  دارد و بسوی او میرود به انگره مینو  پشت کرده است .

1- چهره فروهر همانند آدمی  است ،از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده ، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد .

2- دوبال در  پهلو ها که هر کدام سه پر  دارند این سه پر نشانه سه نماد اندیشه نیک ، گفتارنیک ، کردارنیک که همزمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

3- در پایین تنه فروهر  سه بخش، پر هایی بسوی پایین است ،که نشانه اندیشه و گفتار و کردار نادرست ویا پست می باشند، از اینرو آنرا ، آغاز  بدبختی ها و پستی برای آدمی می دانند.

4- دو  رشته که در  سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شده ای می بینیم ،در کنار بخش پایینی تنه می باشند که نماد سپنتامینو و انگره مینو هستند ،که یکی در پیش پای  و دیگری در پس آن است. و این رشته ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند ؛این نشانه آنست که آدمی باید به سوی سپنتا مینو(خوبی )پیش رود و  به انگره مینو( بدی ) پشت نماید.

5- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این  نشان ، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.

6- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده  سپاس و ستایس اهورمزدا  و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی می باشد.

7- در دست دیگر گردی (حلقه ای) دارد که نشانه، وفاداری به پیمان(عهد)

می باشد و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است .

بایسته است که بدانیم  ؛ فروهر جایگزینی برای اهوارمزدا نیست .

و بر وارونه (خلاف)  دیگر دین ها بویژه دین های ابراهیمی ؛زرتشت هرگز دادن ویژگیهای انسانی برای  خداوند را باور نداشته،ودر پیام زرتشت در هیچ بخشی از گاتاها سخنی درباره انسان خدایی(صورت مادی برای خدا )به میان نیامده است.

 زرتشت در یسنای 31 بند 8 می گوید:

« ای مزدا،هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جست و جو کردم و با دیده دل نگریستم  در یافتم که تویی سر آغاز و سر انجام همه چیز،تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی و پاکی و تویی داور نیک کردار مردمان جهان».

ایرانیان پیوسته همیستار(مخالف) ساختن بت، و بتخانه و خانه برای خدا بوده اند و کسانی که دست اندر کار این گونه کارها بوده اند را افرادی نادان و خرافه پرست می دانند.

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:57  توسط کورش  | 

E = mc2


 

گفتم هم اين شعر خيلی قشنگ رو بخونيد

 هم يادی از هايده کرده باشيم....
کسی که بابا بزرگ من به خاطر ديدنش تلويزيون خريد!!
راستی بچه ها اهنگ جديد وب چه طوره؟


ولی قبلش اين مطلب رو که خودم طراويدم! بخونيد...

E = mc2

اگه فيزيکتون يادتون باشه ميگفت که

 جرم و انرژی جنبه های مختلف يک کميتند....


حالا من با اجازه اينشتين ميگم....

عشق و نفرت  (دوست نداشتن)هم جنب های مختلف يک کميتند..!


يعنی در طول زمان به هم تبديل ميشند....

اولا طرف دوم معادله صفر ه ولی بعد ها خدا داند


کدوم طرف بيشتر ميشه...

البته اينجا يه کاتاليزور داريم....زمان!...که به توان دو ميرسه


و به شدت ميتونه طرف دوم معادله رو زياد کنه...

البته يه سقفی داره که وقتی به اون رسيد واکنش تعادلی ميشه

 و در نهايت عشق و نفرت به تساوی رضايت ميدن!

بسه ديگه خودم هم دارم گيج ميشم!...

شعر رو بخونيد حالش رو ببريد!..


راستی کليه حقوغ اين کشف فيزيکی احساسی  متعلق به کورش است!

سياه چشمون چرا....تو نگات ديگه ...اونهمه وفا نيست..؟؟
سياه چشمون بگو.... نکنه دلت ديگه پيش ما نيست...؟؟

پريشونت شدم ...ميدونی واست همه چيمو باختم....
واسه دوست داشتنت....طاقتم ديگه....بيشتر از اينا نيست..( نيست!)

تو اين غربتی که هستم ...دارم ميميرم حاليت نيست...
بازم دستتو تو دستم....ميخوام بگيرم حاليت نيست..!

حاليت نيست..حاليت نيست..حاليت نيست!!!

سياه چشمون قسم خوردی که جز مال من نباشی....
قسم خوردی که اينجور غافل از حال من نباشی.......

تو اين غربتی....

اين قسمت رو انگار فقط واسه من خونده!

هنوز ياد تو هستم حاليت هم نيست...!
به هيچ کی دل نبستم حاليت هم نيست...!

سياه چشمون ميخوام حالم رو بپرسی....
بشی مهمونم احوالم رو بپرسی....

نگفتی نکنه خونه ش خرابه....
نديدنم واسه ش رنج و عذابه...؟؟

نگفتی که غريبه اين ولايت....تموم زندگيش نقش بر آبه
تموم زندگيش نقش بر آبه..

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:55  توسط کورش  | 

پاسخ به چند سؤال..


 

 

پرسش : مراسم ازدواج شما زرتشتيان چگونه است ؟ >>

پاسخ : به اين مراسم زن وشويی يعنی شريك  شدن  زن و شوهر در امر زندگی گفته می شود در ايران باستان ازدواج كردن از كارهای نيك به شمار آمده ، هر پسر و دختر زرتشتی همانند كارهای ديگر خود بايستی بر مبنای خردمندی با يكديگر ازدواج كنند. >>

در آيين زرتشتيان چيزی به نام مهريه مرسوم نيست ، تك همسری سفارش شده و پيروی می شود، جدايی ( طلاق ) نيز مگر در شرايطی ويژه انجام نمی شود ـ زن و شوی تلاش می كنند تا به سفارش اشوزرتشت در زندگی مشترك خود با انجام كار نيك از يكديگر سبقت بگيرند .

 

پرسش : اجزا سفره گواه گيری (ازدواج زرتشتيان ) كدامند و به چه معنايی ؟ >>

پاسخ : اجزاء اصلی در سفره جشن گواه گيری چنين است : >>

سفره سبز ، كله قند سبز، دستمال سبز ابريشمی ، كلاه سبز داماد ، ‌توری سبز عروس ، رنگ سبز به نشانِ امرداد ( جاودانگی و سرسبزی در زندگی ) >>

كتاب اوستا و كمربندِ كُشتی  :  به نشان باور و پايداری در دين زرتشتی >>

چراغ روشن ، آينه و گلابدان : يادآور فروغ و روشنايی دل و جان  >>

نقل و شربت : نشان شيرين كامی در زندگی مشترك >>

نخ و سوزن : نماد پيوند هميشگی عشق و مهربانی در زندگی . >>

قيچی : نماد پيوند عروس و داماد همكاری مداوم در كارها >>

تخم مرغ : نشان باروری و سهم پايانی از سوی خانواده عروس >>

انار : نشان سود بيكران در زندگی و داشتن فرزندانی نيكو >>

دانه های برنج و برگ های خشك آويشن : برای آرزوی تندرستی بی شمار در زندگی  >>

 

 

پرسش : آيا اجرا و شنيدن موسيقی در آيين زرتشت آزاد است ، آيا در مراسم مذهبـی از موسيقـی استفـاده می شده است و حالا هم می شود ؟ >>

 پاسخ : سرودهای اشوزرتشت ( گاتها ) دارای وزن و ريتم است ، بنابراين سرايش اوستا با      آهنگ     ويژه خود همراه می باشد از سوی ديگر به صدا درآوردن زنگ در آتشكده به هنگام سرودن اوستا و سابقه چند هزار ساله سازهايی مانند تنبور ، نی ودف در ايران باستان نشان دهنده جايگاه ارزشمند موسيقی در فرهنگ ايران و زرتشتيان است .

 

پرسش : آيا درست است كه در گذشته بجای هفت “ سين ” ، هفت “ شين ” داشته ايم ؟ در اين صورت آن هفت “ شين ” از چه چيزهايی تشكيل شده بود؟   >>

پاسخ : در بررسی پژوهشگران ، نخست هفت نوع چيدنی از درختان برسفره نوروزی نهاده شده سپس آنها را در سينی هايی قرار داده اند كه به هفت سينی يا هفت سين خلاصه شده است و در برخی از باورها هفت شين هم در سينی هايی كه تعداد آنها هفت عدد يعنی نماد مراحل هفت گانه در عرفان زرتشتی است قرار داده اند نوع آنها نيز بستگی به محصول و فرآورده های جغرافيايی ، باورهای قومی و محل داشته است . >>

 

 

پرسش : اصول دين زرتشت برچه چيزهايی است ؟ >>

پاسخ: بنياد دين زرتشت بر هفت پايه استوار است :  يكتايی اهورامزدا  ـــ پيامبری اشوزرتشت  ــ  پيروی از اَشاـ داشتن انديشه ، گفتار ، كردار نيك  ــ آزادی گزينش راه  ــ  پاداش كار نيك و پادافراه (كيفر) كار زشت  ــ جاودانی روان ــ رستاخيز .

 

پرسش : خداوند در دينِ زرتشت چگونه معرفی شده است ؟ >>

پاسخ :  در بينش اشوزرتشت  ،  خداوند با نام اهورامزدا معرفی شده است اهورا يعنی «هستی بخش» مز يعنی «بزرگ» و دا از «دانش و دانايی» آمده است بنابراين خداوند ، دانای بزرگ هستی بخش است كه انسان را برده و بندة خويش نمی داند بلكه با خردی كه به او هديه كرده است جايگاه ارزشمند انسانی را به او پيشنهاد كرده است

 

پرسش : بهشت ودوزخ در دين زرتشت چگونه است ؟ >>

پاسخ : در بينش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نيك آفريده كه اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل كنش و واكنش پيوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عكس العمل بخشی از هنجار اَشا است كه در مورد نيك انديشی و بد انديشی انسان نيز نتيجه ميدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با انديشه او می تواند خوب و سازنده و يا عكس آن ويران كننده و بد باشد . بر پاية  قانون اشا ، رفتار انسان در همين جهان به خودش باز ميگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت يا دوزخ ، بازتاب طبيعی كردار انسان است . >>

بهشت  بـرگرفته از واژة « وَهيشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، يعنی «بهترين منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده يعنی جايگاه دروغ و مكان تيره گون كه در برخی سرودها نيز به صورت « اَچيشتم مَنُو » آمده يعنی « بدترين منش» بنابراين اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و يا آزار انسان در دنيای پس از مرگ نيافريده است بلكه واكنشی طبيعی برای رفتار انسان است كه بر وجدان و روان او اثر ميگذارد از اين ديدگاه انسان كه با انديشه و رفتار خود توانايی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانايی كاهش دادن  آنان را نيز خواهد داشت يعنی دوزخ برای انسان ، هميشگی نيست بلكه ديرپا و زمان داراست . >>

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:53  توسط کورش  | 

ازدواج از نگاهی ديگر!

 

بچه بحث رو علمی شروع ميکنم!

من تو يه ترجمه به تعريف نياز..خواسته..و..تقاضا برخوردم...

به تعريف بقيه کار ندارم ولی به تعريف نياز.......need....توجه کنيد...

چيزی که بايد بر طرف شود...

حالا ما نياز های زيادی داريم...به ميل جنسی هم ميگن نياز.!؟

تا اينجا رو داشته باشيد...ميريم سراغ ازدواج.!...تنظيم خانواده من که يادتونه! تابستون..

استاد سر کلاس گفت بچه ها!اگه ازدواج نکنيد به خودتون ظلم کرديد!...

يعنی ازدواج هم

يک نيازه؟.....نميدونم کدوم استادی بود که گفت..

.ازدواج تو دين هم واجب شده!

 

حالا ميريم سراغ يه نياز ديگه....نياز به محبت کردن و محبت ديدن...

که در طبقه بندی

مازلو درجه سوم محسوب شده..

.يعنی پاين تر از نياز جنسی!!...يعنی اول نياز جنسی و سايرنياز های فيزيکی

بعد نياز های امنيتی...بعد نياز های عاطفی....

حالا.....ما با دو تا نياز سر و کار داريم که بايد برطرف بشن طبق تعريف!

ميبين که طبق الويت هم اول بايد نياز جنسی رو برطرف کنيم بعد بريم سراغ عشق و؟؟؟؟

در حاليکه همه ما منجمله خودم الويت رو ميديم با نياز های عاطفی...

حالا شما رو رابطه ازدواج ..نياز جنسی ..نياز عاطفی.....فکر کنيد..! نتيجه بگيريد

 

 

آيا ازدواج اجباريه؟؟

کدوم نياز رو بايد الويت بديم؟

آيا اصلاً اين دو نيازند؟؟به تعريف توجه کنيد

 

فکر کرديد..؟ حالا نظر دونی رو بترکونيد!!!!

 

 

نظر خودم....متاسفانه خيلی وقت ها نياز های ما در تضاد قرارميگيرن..

يعنی نميشه همشون رو با هم ارضا کرد،بايد يکی رو انتخاب کرد...

مثل همين ازدواج.....

يعنی من به خاطر اون نياز عاطفی نميتونم دوباره ازدواج کنم

چون اگه به خاطر نياز ديگم ازدواج کنم نياز اولم رو تحت فشار قرار دادم...يعنی

اگه عاشق شدم و نشد با عشقم ازدواج کنم....نميتونم ديگه ازدواج کنم

چون ارضای يه نياز به قيمت نقض اون نياز ميشه....

نميدونم..نميتونم درست

توضيح بدم اميدوارم فهميده باشيد!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:52  توسط کورش  | 

کوتاه ولی عميق....
 

امروز چندتا جمله دارم با يه عکس...

اگه گفتين جمله ها از کيه؟؟شنبه جوابش رو ميفهميد اگه نميدونيد...! اما جمله ها...

 

 

بهتره عاشق بشی و عشق ت رو از دست بدی

 

تا اينکه اصلاً عاشق نشی.....

   

...its better to have loved and lost than to have never loved at all

عشق رو فقط به خاطر اينکه به تو ابراز ميشه قبول نکن

...بعضی وقت ها

 

 نميدونی چه چيزی داری

 

تا از دستش ميدی اون وقت ميفهمی!

 

dont take your love for granted 

sometimes you dont know what you have

until you lose it

 

به معجزه اعتقاد داشته باش....              ...believe in miracles         

 

به همه طر فداراش...

دوستون دارم و اجازه نميدم از پا بيفتيد....

I love you and I wont let you down

 

.                                      

جمله ها از andy بود! ببخشيد بابت تاخير!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:50  توسط کورش  | 

عشق و ترس...

 

 

عشق و ترس همسايه اند
هرگاه عشق بر ترس غلبه کند ؛ آدم معشوق می شود
و هر گاه ترس بر عشق غلبه کند ؛ آدم عاشق می شود
شايد به همين خاطر باشد که همه عاشق ها ترسويند و همه معشوق ها مغرور و خودسر
اگه ترس از دست دادن چيزی رو داری ؛ هيچوقت طرفش نرو
چون اين ترس بلاخره يه روز تو رو از پا در مياره
حتی ؛ اگه اونو از دست ندی .
ولی اگه به ترست غلبه کنی ... همه چی درست ميشه

>>>>>
http://albaloo.blogsky.com/

 

خوب اين قسمت اول!...اما شرط ميبندم اين عکس رو از بازی ايران و آلمان نديد!

 

 

در جريان بازی روز شنبه بين دو تيم فوتبال ايران و آلمان يكی از تماشاگران در اقدامی تعجب برانگيز و غير منتظره به داخل زمين وارد شد و پس از بوسيدن دست" ينس لمان" دروازه بان تيم ملی آلمان ،روی زمين نشست و بدون هيچ مقاومتی خود را تسليم نيروهای امنيتی ورزشگاه كرد.
ايلنا/عكس:علی رفيعی/ساعت:21:11/تاريخ:18/07/1383

 

در ضمن پيشنهاد ميکنم خانوم ها اين مصاحبه رو نخونن چون اهساس خوبی

بهشون دست نميده!

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:50  توسط کورش  | 

مصاحبه اي خيالي با خدا...

   

خواب ديدم كه با خدا مصاحبه می كردم...

خدا از من پرسيد: « دوست داری با من مصاحبه كنی؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»

خدا لبخندی زد و پاسخ داد:

« زمان من ابديت است...

چه سؤالاتی در ذهن داری

 كه دوست داری از من بپرسی؟»

من سؤال كردم:

 « چه چيزی درآدمها شما را بيشتر متعجب می كند؟»

خدا جواب داد....

« اينكه از دوران كودكی خود خسته می شوند

و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند.

..و دوباره آرزوی اين را دارند كه روزی بچه شوند»

«اينكه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند

 و سپس پول خود را خرج می كنند

 تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز يابند»

«اينكه با نگرانی به آينده فكر می كنند

 و حال خود را فراموش می كنند

به گونه ای كه نه در حال و نه در آينده زندگی می كنند»

«اينكه به گونه ای زندگی می كنند

 كه گويی هرگز نخواهند مرد

 و به گونه ای می ميرند كه گويی هرگز نزيسته اند»

دست خدا دست مرا در بر گرفت

و مدتی به سكوت گذشت....

سپس من سؤال كردم:

«به عنوان پرودگار

، دوست داری كه بندگانت چه درسهايی در زندگی بياموزند؟»

خدا پاسخ داد:

« اينكه ياد بگيرند نمی توانند كسی را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد

. تنها كاری كه می توانند انجام دهند

 اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»

« اينكه ياد بگيرند

 كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»

«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»

« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان می برد

 ولی ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد

 تا اين زخمها التيام يابند»

« ياد بگيرند كه فرد غنی كسی نيست

 كه بيشترين ها را دارد

بلكه كسی است كه نيازمند كمترين ها است»

« اينكه ياد بگيرند

 كسانی هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند

 اما هنوز نمی دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»

« اينكه ياد بگيرند

دو نفر می توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»

« اينكه ياد بگيرند

كافی نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»

باافتادگی خطاب به خدا گفتم:

« از وقتی كه به من داديد سپاسگذارم»

و افزودم:

 « چيز ديگری هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»

 

خدا لبخندی زد و گفت...

«فقط اينكه بدانند

من اينجا هستم»

« هميشه»

 

 

 


اين متن ترجمه ای است از مصاحبه ای خيالی با خدا که از سايت www.interviewwithgod.net  اقتباس شده است. اگر می خواهيد اين فايل را بر روی کامپيوتر خود download  کنيد تا بتوانيد آنرا بدون نياز به اتصال به اينترنت مشاهده نماييد اينجا را کليک کنيد. (حجم فايل: 1.22mb)

 

نظرات شما عزيزان؟؟؟؟

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:49  توسط کورش  | 

حکيم عمر خيام

شيخی به زنی فاحشه گفتا مستی

  هر لحظه به دام دگری پا بستی

 

گفتا شيخا هر آنچه گويی هستم

 اما تو چونان که می نمايی هستی؟

 

 

                                                                    

   حکيم عمر خيام

http://yar-mehraban.persianblog.com/

 

 

      اين هم يک فرهنگ لغت جديد

آدامس:تنها چيزی که توی دهان خانمها بند ميشه

آدم خوار:انسان دوست افراطی

احمق:کسی که دختر همسايه را در تاريکی نبوسد

اوراقچی:تنها موجودی که در دنيا زنها را بهترين رانندگان می داند

ايده آل:شوهری که بتواند با زنش به همان دقت وملايمتی

 که در مورد اتومبيل تازه اش دارد برخورد کند

بزبيار:فلک زده ای که زنش زشت باشه و کلفتش بيريخت

بوسه:تصادفی که فقط يه سيلی به آدم ضرر می زنه

چشم:عضوی که چشم چرانها با آن ارتزاق می کنن

دوران تجرد:دورانی که برای مردها بعد از ازدواج شروع ميشه

زوج ايده آل: مرد کر و زن لال!!

سينما:جای که پشت سر شما حرف می زنن

سرخ پوست: مردخوشبختی که وقتی زنش اورا می بوس

د صورتش ماتيکی نمی شه

معجزه:دخترخانمی که زنگ آخر جيم بشه و به سينما نره

موش:خانمهای که نصف شب

 به جيب شوهرهايشان شبيخون می زنن

هالو:شوهری که دستکش ظرفشويی را

بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخره

 

http://ezrail8000.persianblog.com/

 

 

در عرض يک دقيقه ميشه يک نفر رو خرد کرد

در يک ساعت می شه کسی رو دوست داشت

 و در يک روز می شه عاشق شد

ولی يک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد.....

 

http://delemast.persianblog.com/

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 12:47  توسط کورش  |