تبليغاتX
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
وفادار دلشکسته
Impossible
1-يه قسمتی تو ترانه "بيهوده نبوده" هست که اندی ميخونه:
توی اوج بی قراری، دل به هيچ کسی نباختم...
حالا دارم می فهمم يعنی چی...خدا کنه هيچ کس اين حس رو تجربه نکنه!

2,3-روز تاسوعا تو اخبار شبانگاهی يه ارمنی رو نشون داد که
سالهاست خادم امام حسينه حرفی زد که يه لحظه منو برد...خیال باطل
گفت يه بچه داشتم مريض بود، آمريکا بردمش، انگليس بردمش
خوب نشد تا اينکه يه روز يه پيرزنه بهم گفت تو که همه کار کردی
و همه جا برديش يه بار هم به امام حسين رو بيار چيزی ازت کم
نميشه که!
اول اينکه ما همه راه ها رو امتحان ميکنيم و وقتی
ديگه نا اميد شديم تازه سراغ خدا و دين و اينا می ريم در حاليکه
بايد برعکس باشه! دوم اينکه من هم همون اول چند تا نذر و قول
قرار مذهبی با خدا گزاشتم که اگه بهش برسم انجام ميدم...خیال باطلامسال
که گذشت ولی اگه تا سال ديگه معجزه اتفاق افتاد و من و SH ...قلب
اونوقت اگه اين بار منو جای اون ارمنيه تو تلويزيون ديديد تعجب نکنيد!
به اينکه شواهد ميگن که نميشه و خودم هم باورم نميشه کاری ندارم
چون برای اون کاری نداره...شده صبح که خواب بودم موبايل زنگ
خورده و يه خبر عجيب بهم دادن ميتونه يه دفعه هم زنگ بخوره
و بگن پاشو بيا فرودگاه! اونوقت می مونيم من و اندی و SH و
دل بی تاب و بی قرار و عمر جدايی کوتاه و اينا...بغل



4-يه روز واسه يه خريد غير ضروری رفتم بيرون و شايد
قسمت بود که اون آقای روشندل رو ببينم و بهش کمک کنم
دو نوع برخورد جالب رو از مردم ديدم، اول راننده اتوبوس بود
که وقتی فهميد اين آقا ميخواد بره مترو سعی کرد در نزديکترين
جا نگه داره و به شوخی گفت اگه سختته ديگه مجبور ميشم
با ماشين برم تو مترو!نیشخند توی مترو من همراهيش کردم تا جايی
که مسيرمون يکی بود ولی وقتی توی ايستگاه شلوغ توپخونه!
پياده شد با وجود داشتن عصای سفيد کسی متوجه ش نبود
و همه تنه می زدن و ميرفتن و دريغ از يه نفر که دستشو بگيره
بگه آقا کمک نميخوای؟قهر ما مردم تا وقتی که صحبت منافع خودمون
نباشه
خيلی مهربون و خيرخواه هستيم ولی وقتی يه ذره صحبت
منافع خودمون ميشه مثلاً همين مترو که عجله داريم توش ديگه
به فکر کس ديگه اي نيستيم..

5- توی سرياله رييسه ميگه: اين که من يکی بدهکار تو
باشم خيلی بهتره تا اينکه تو يکی بدهکار من باشی! دارم
سعی ميکنم کاری کنم صاحب کارم بهم بدهکار باشه! خيلی بهتره اينجوری!

6-ترسم از اينه که اگه ازدواج کرده باشه با يه آدم
معمولی بوده باشه! و الان يه زندگی معمولی داشته باشه
نه عاشقانه! کاش حداقل کسی باشه که وقتی اون می خنده
برای خنده هاش بميره مثل من...توی چشماش غرق بشه مثل من...
اما اون چه که ما دور و بر خودمون ديديم هميشه برعکس بوده
و سيب سرخ نصيب شغال شده متاسفانه! (بلانسبت!)

7- توی دانشگاه يکی از همکلاسی های ما قبلاً پزشکی
خونده بود و يه جورايی باعث نجات دندون های من شد! گفتم
با شما هم به اشتراک بزارم بد نيست! چيزی که همه بهش
توجه می کنن دندون های سفيد و سالمه و کمتر به لثه توجه
دارند در حاليکه خرابی لثه ميتونه پدر دندون های شما رو در بياره!
رنگش بايد صورتی کم رنگ باشه با کمی دقت خودتون ميتونيد
اون رنگ بده رو تشخيص بديد و زود جلوی نابوديش رو بگيريد!

لينک روز! صحبت از نجات جان يه ايرانی مقيم آمريکاس و
از اونجايی که اين يه وبلاگ بين المليه! شايد بانی خير شديم
پس اينجا رو بخونيد!

عکس روز! آخرين "درنا" ی ايرانی!

عاشقانه های کورش برایSH
شکستن غرورم به داشتنت می ارزه...

سخن روز! آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 18:40  توسط کورش  | 

خدا منو ببخشه...
١- اين مريم حيدر زاده شعراشو خودش بخونه خيلی قشنگ
تره تا بده مثلاً کامران و هومن يا هنگامه! اين مديا پلير داشت
واسه خودش آهنگ رندوم پخش می کرد تا رسيد به آهنگ "يادمه"
با صدای مريم حيدر زاده و اونجا که ميگه: يه چيزی می نويسم
خدا منو ببخشه...اگه يه وقت به هم خورد، منتظرم برگردی..افسوس
اين آهنگ آروم و زيبا رو از اينجا ميتونيد دانلود کنيد

٢- يه صحنه اي هست تو سريال Friends خيلی دوستش دارم..قلب
وقتی Phoebe می فهمه اين پسره دوستش داره و پسره راحت
ميشه!اوه مياد يه سری وسايل رو نشونش ميده ميگه ببين اين دفتريه
که وقتی تو نميدونستی عاشقتم همه حرکت هات رو توش يادداشت
می کردم يا مثلاً اين ليوانيه که وقتی تو پارک بودی و من از دور نگاهت
می کردم باهاش قهوه می خوردم و اينا...اينقدر اين حس قشنگه
و مرور کردن اين خاطرات بعد از وصال زيباست که کلمات نمی تونن
توصيف کنند...خیال باطلمن هم از اوايل عاشقيم شروع کردم لحظات رو ثبت
کردن که بعداً باهاش قسمت کنم ولی افسوس...



٣ و ٤- خواب ديدم يه لپ تاپ جلومه و SH داره ازم در مورد اينترنت
و کامپيوتر سؤال ميکنه! اول اينکه لپ تاپه خيلی پيشرفته بود!
نه موس داشت نه کيبورد فقط يه صفحه بود که تصوير نشون
می داد!یول دوم اينکه منو دکتر! خطاب می کرد! پس احتمالاً خوابه
مربوط به زمان آينده دور بوده! و احتمالاً مربوط به اون دنيايی که من
و SH با هم ازدواج کرديم!خیال باطل خواننده های قديمی احتمالاً ميدونن که
من قرار بود دکتر بشم! دکتر داروساز! ولی در دی ماه يعنی چند
ماه قبل از کنکور من دل شکسته شدم و اعتصاب غذا و اينا..
ولی بازم دانشگاه قبول شدم...اون موقع SH نگفت که چرا نه!
هيچ شرطی نزاشت...کاش ميگفت نفر اول کنکور شو! يا
مثلاً 100 ميليون پول بايد داشته باشی..اگه حداقل کشتن
منو به تاخير می انداخت شايد اون خوابه الان تو همين دنيا
اتفاق می افتاد...افسوس

٥-يه نکته حاشيه ايه ديگه در اين مورد بگم...اول اينکه
من صد و خورده اي نفر با قبولی تو داروسازی تهران فاصله
داشتم بعد هم ما يک واحد آشنايی با دارو ها داشتيم که
تو همين دانشکده داروسازی برگزار ميشد و من بعد از گذروندن
اين واحد که فشرده و به قول بچه ها MP3 کل داروسازی در سه
واحد بود! خدا رو شکر کردم که قبول نشدم! چون با اون وضعيت
روحی من همون ترم اول بايد ترک تحصيل ميکردم! خلاصه اينکه
هر کی ميخواد دکترا بخونه بهش بگيد اون ماه عسل قبوليش
که تموم شد بعدش گاو نر می خواهد و مرد کهن!
سبز
٦- توی فاميل ما همه رفته بودن رشته رياضی! به جز
من و SH و يه نفر ديگه! چه تفاهمی مگه نه!؟ چند وقت پيش
يه مطلبی خوندم که نوشته بود برای رياضی جايزه نوبل نداريم
چون اين جايزه به علومی داده ميشه که فايده عملی برای انسان
داشته باشه!زبان و رياضی نداره...ها ها ها (خنده شيطانی!) اينو
يادتون باشه هر وقت خواستين يه نفر اهل رياضی رو ضايع
کنيد بهش بگيد!


٧- فيلم 2012 رو ببينيد باحاله! ميگن وقتی زمين قراره نابود بشه
تو دريا موج هايی به ارتفاع 500 تا هزار متر! درست ميشه...من
يه بار که دريا توفانی بود موج دو متری ديدم! وحشت کردم!
فکر کنم وقتی همچين فاجعه هايی قرار باشه پيش مياد همه
چنان تعجب ميکنن و تو کف می مونن که اصلاً وقتی نمی مونه
برای نجات خودشون تلاش کنن!

لينک روز! هر کسی ميتونه تحليل خودش رو از لاست داشته
باشه! اينم يکيشه! تحليل دکتر عباسی! جالبه اما موافق نيستم!
از اينجا گوش بديد يا از اينجا دانلود کنيد!

عکس روز! انگشتر...

عاشقانه های کورش برایSH

سخته بی تو، با تو بودن (موندن).... اما چاره اي نيستناراحت

سخن روز! آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 15:59  توسط کورش  | 

دنیاهای چندگانه
1,2- توی قسمت دهم سريال Flashforward (اين و اين رو بخونيد) علاوه
بر معرفی يک خانم ايرانی (شهره آغداشلو) که ظاهراً نقش مهمی
هم خواهد داشت و شنيدن "فالوده" يک نظريه ديگه در باب زمان
معرفی شد که منو بسيار خوشحال کرد و به وجد اورد!
Many-worlds interpretation ميگه که تو زندگی خود شما برای
مثال هر اتفاقی که می تونست بيفته اما نيفتاده در واقع افتاده!خیال باطل
اما توی دنيای ديگه اي! که خود اون اتفاق باز منجر به يک سلسله
حوادث شده و به همين ترتيب بی نهايت دنيای موازی به وجود اومده
اما ما فقط در يکی از اونها زندگی ميکنيم! يعنی يک ورژن از من
تونسته علاقه SH رو به خودش جذب کنه و باهاش ازدواج کنه!
قلبخیال باطل
و...خوش به حال اون منه من! خدا کنه در زمان عمر ما بشر
به اين تکنولوژی برسه و من بتونم برم تو اون دنيا زندگی کنم...
اگه اينو ربطش بدين به آپديت قبلی و اون عکس کره زمين ميشه
به اين نتيجه رسيد که شايد اين سياره های ديگه همون دنيا های موازی
هستند! که ما فعلاً نميتونيم ببينيم چه اتفاقی داره اونجا می افته!



3-با ديدن سريال فرندز متوجه شدم که من چقدر به رابطه ها
دخترونه نگاه ميکنم! از همون اول نوجوونی نمی تونستم رابطه
دوست دختر-پسری رو بپذيرم و اينکه يه مدت با هم باشيم و بعد..؟
بعد تموم؟ نه! از همون موقع با ديد ازدواج نگاه ميکردم و اين ديد
حتی تو روابط آمريکايی هم دخترونه حساب ميشه! مرد هاشون
بيشتر با اين قصد Date می کنن که يه مدت رو سرگرم باشن و
وقتی يکی از اين Date ها طولانی و نزديک به ازدواج ميشه دوستان
طرف خيلی متعجب و هيجان زده ميشن..

4-توی داستان ها و فيلم های تخيلی زياد ديديم که در آينده جنگ
بين انسان و ماشين اتفاق می افته و انسان به بردگی کشيده شده
و... من هم الان احساس ميکنم برده اينترنت شدم! خمیازههی بايد
بيام خبر بخونم فعاليت کنم و....اينقدر هم اينترنت با سرعت
پيش ميره که اصلاً وقت استراحت به ما نميده!

5- گرفته شده از اينجا:
عشق از دست رفته آدم بهش ميگه: برات آرزوی خوشبختی ميکنم!
عجب پارادوکسی! من؟ بی تو؟ نه! نميتونم!

6- خواب ديدم سرمو گذاشتم رو دست هاش و خوابيدم...
و وقتی بيدار شدم (توی خواب) اولين چيزی که ديدم صورت قشنگش
بود...مثل اين فيلم ها بايد بگم WoW ! اينقدر واقعی بود که
انگار سفر بين دنيايی داشتم و رفتم تو اون دنيايی که من و SH
با هميم! اصلاً نکنه اين خواب ديدن های من سفر بين دنيايی باشه!؟خیال باطل

7- دو تا مطلب تويتريه من!
اين رضا صادقی وقتی با لهجه و اون زبون نميدونم کجاييش ميخونه
خيلی غير قابل تحمل ميشه!
تجربه داره ثابت ميکنه کسانی که با اسم و فاميل واقعی
وبلاگ می نويسن خوندنی نيستن!

نکته! از اين به بعد سعی ميکنم به کامنت های شما
اگه نياز به جواب يا توضيح داره تو همون صفحه کامنت ها جواب بدم
پس بد نيست اگه کامنت داديد روز بعدش چک کنيد!

نکته 2! اين آپديت خودمو خيلی دوست دارم چون با دونستن
اين نظريه از اين به بعد دلخوشی بيشتری دارم.

عکس روز! دريای ارسالی از طرف يکی از دوستان!

عاشقانه های کورش برایSH
شبانه های بی تو، يعنی حضور گريه...
                      با من نبودن تو، يعنی وفور گريه...

سخن روز! (از اين به بعد ممکنه با فال روز ترکيب بشه!)
بعضي از آدم‌ها را بايد از زندگي عاطفي‌ات حذف كني. اگر انسان
در زندگي فراموشي نداشت تا به حال صد بار ديوانه شده بود. بايد
مسائل لاينحل و مشكلات و دردهاي مزمن را فراموش كرد و به آينده انديشيد

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 19:55  توسط کورش  | 

BlueDot
1- توی آپديت قبلی نوشته بودم که ممکنه ناکامی به معنی
تاخير در رسيدن به اونی که ميخوام باشه...ولی الان فکر ميکنم
چه اتفاقات مهمی تو اين 8 سال تو زندگيش افتاده و من نبودم...افسوس
حالا اگه هم به هم برسيم ديگه چه فايده...به قول شاعر:
خوشيش با ديگرون بود... از روز های ساکت تا شب های  خنثی ....افسوس

2- اين عکس که به "نقطه آبی" معروفه عکسيه که کره زمين
رو بين ميليون ها سياره و کهکشانه ديگه نشون ميده! اين عکس
واقعاً منو به فکر برد که اين دنيای مزخرفی که داريم چيه؟سبز کلش
اندازه يه دونه شن تو يک بيابون بزرگ و ما هم موجوداتی کوچک
و بی ارزش که داريم تو سر و کله هم می زنيم و نه خدايی هست
و نه خوبی و بدی...مگه ميشه تو دنيای به اين بزرگی که تصور
بزرگ بودنش رو نميشه کرد فقط ما آدم ها باشيم؟ ما هم يه موجودی
مثل بقيه موجودات! تو دنيای خيالی خودمون غرقيم!




3- مدتيه هر چی فيلم خارجی می بينم دقت که ميکنم می بينم
اساس داستان بر اساس آزادی جن+سی که تو خارج وجود داره ساخته
شده...دنيايی کاملاً متفاوت با ما. احتمالاً اين فيلم ها برای ما نسبت
به خود اونها جذابيت بيشتری داره! اونها به جهانی سازی همه چيز
فکر می کنند همونطور که الان تو همه دنيا همبرگر و نوشابه ميخورن!
ميخوان زندگی همه مردم دنيا هم شبيه هم بشه! و من فکر ميکردم
که با وجود اين همه محدوديت و اينکه سعی کردن جلوی اين تقابل فرهنگی
رو بگيرن ولی بالاخره اين تقابل اتفاق می افته و اون وقت چی ميشه؟نگران

4- هی ميگن سينما هنر هفتمه! من هی نمی فهميدم که
چرا اينقدر بزرگش می کنن! 2 ساعت يه فيلم می بينی و تموم
ميشه ميره ديگه! اما بعد از مدتی سر کردن با Friends احساس
يک زندگی آمريکايی رو تجربه کردم! و فهميدم که هنر سينما چی
ميتونه باشه! انتقال احساس زندگی ديگران...

5- داشتم فوتبال می ديدم از ماهواره نفهميدم چطور کارگردان
بدون اينکه بفهمم پنج دقيقه زمان بازی رو برد عقب و از اونجا دوباره
شروع به نشون دادن کرد! بعد هی من می ديدم اِ اِ اِ اين صحنه
ها چقدر آشناست! دچار
Deja vu شدم يا زمان برگشته به عقب!؟
به قول خارجی ها !Oh My God همينجوری ادامه بدم يهو ديدی
زمان برگشت به 8 سال پيش و نشستم خونه SH اينا دارم فوتبال
می بينم و اين دفعه ميگم چقدر دوستش دارم و... اما ناگهان فکر
کردم Live Score رو چک کنم و ديدم بعله! بازی تموم شده! اونا
پنج دقيقه آخرو مشکل فنی داشتن و اينا...و به قول ستار ببين
تا کجا ها ما رو برد! (وقتی ميگی دوست دارم، ميگم که کاشکی
شاه بودم...خونه فقير و دارا ناودون طلا ميزاشتم...ببين يه جمله
دوست دارم ما رو کجاها برد! گنج سليمون می دادی، ما رو به وجد نمی اورد)

6- دو شب پشت سر هم دعا کردم خوابشو ببينم و هر
دفعه هم خوابشو ديدم اما خواب بد! يک سخن روز هست که
ميگه: خوابيديم و در خواب هم از آزار در امان نبوديم!

7- غذا خوردن لذت بخشه! و چشيدن طعم غذا های مختلف
از کشور های مختلف ميتونه جالب باشه! دوستانی که تو تهران
هستند بهشون پيشنهاد ميکنم حتماً به اين سايت برند و نگاهی
به رستوران های مختلف و غذا های اون بندازند! برای هر سليقه
و هر بودجه اي چيزی پيدا ميشه..به نظر من هر غذايی ارزش
يک بار خوردن رو داره! (رستوران هاش بيشتر دو نفره هستند قابل توجه زوج ها!)

عکس روز! نازی کوچولو!

عاشقانه های کورش برایSH
نه راه پيش دارم نه پس....دوست دارم همين و بس

سخن روز!  در متن اشاره شد!

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 21:44  توسط کورش  | 

دوستش داره هنوز...
1- سال ها بعد پدربزرگ ها و مادربزرگ ها! (شما ها!) برای نوه
هاتون قصه ميگيد که: آه.. يکی بود، يکی نبود...يه عاشقی بود
که يه روز به SH ميگفت دوستش داره...آخ که دوستش داره هنوز...افسوس

2-با ديدن دوباره ويديو کمياب و زيبای "خواستگاری" از اندی و کورس
البته اين بار با کيفيت عالی دوباره ياد زمانی که رسوا شدم و رفتم
خواستگاريش افتادم! زمانی که مثل اندی ميگفتم: عشق من بزرگترين
ثروت دنياست... اما کسی باور نمی کرد...بگذريم.. تو اين ويديو اندی با
دوستاش ريختن تو خيابون آدم رو ياد اختشاش! گرای الان ميندازه!نیشخند



3-توی کتاب همه خواستگار های من! که بالاخره تمومش کردم
نوشته بود: هر کس به اندازه تأثيری که توی اين دنيا گزاشته زنده
می مونه...هيچ فکر کردی چه تأثيری روی زندگی اطرافيان خودت گزاشتی؟
من که اميدوارم با وبلاگ و فعاليت هايی که تو اينترنت کردم جبران
تأثير گزاشتنم تو دنيای واقعی بشه!

4-يه صحنه اي تو فيلم تازه اکران شده بی پولی هست که
دو تا کارگر شهرداری رو نشون ميده روی کاميون حمل زباله نشستن
بعد بازيگره ميگه آخه اينم زندگيه اينا دارن؟ با مهندس هم که
کارخونه می رفتيم جمله مشابه رو شنيدم، هر دو توهين آميز
هستن و به نظر من اشتباه مثلاً ما که وضعمون بهتره اين زندگيه
که داريم!؟ تازه خوش به حال اون که چيزای بيشتر و ساده تری
ميتونه خوشحالش کنه...

5- به اين موضوع که ميگن خدا روزی رسونه دارم اعتقاد
پيدا ميکنم..حقوق زيادی ندارم و دارم مطمئن ميشم توی کار
آخرم ازم کلاهبرداری شده! اما پولی که لازم دارم به شکل
ديگه و از جای ديگه می رسه...

6- روبرت انکه دروازه بان ملی پوش آلمان خودکشی کرد!
ساعت دوازده شب خبر رو خوندم و شوکه شدم..به خاطر مرگ
دخترش در دو سال پيش. از اينکه بگذريم سايت تيم ملی
آلمان رو ديدم برای سال 2012 بازی با آرژانتين رو تنظيم کرده
بودند! به اين ميگن برنامه ريزی..یول

7-توی فالم نوشته شکست برای شما به مفهم واقعی وجود ندارد
و ناکامی فقط به معنای تاخير برای رسيدن به آن می باشد! يعنی آخرش
به SH می رسم ولی دير!

عکس روز! خوش به حالش!

عاشقانه های کورش برایSH

با کوله بار خستگي ، تو جاده هاي خاطره...افسوس

سخن روز!   انسان همان است كه خود باور مي كند

اگه خوندي و خوشت اومد ولي کامنت ندادي خيلي کم لطفي کردي..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمي است! ولی کو گوش شنوا؟؟

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 21:26  توسط کورش  |